گفتگو با پروردگار...

 
 
گفتگو با پروردگار...
 
 
گفتم : خسته ام
گفت:* لا تقنطوا من رحمة الله *
"از رحمت خدا نا اميد نشويد ."(زمر/53)

گفتم:انگار مرا فراموش كرده اي ؟
گفت:* فاذ كروني اذكركم*
" مرا ياد كنيد تا شما را ياد كنم."(بقرة/152)

گفتم: تا كي بايد صبر كرد؟
گفت:*وما يدريك لعل الساعة تكون قريبآ*
"تو چه مي داني ! شايد موعدش نزديك باشد"(احزاب/63)

گفتم: تو بزرگي ونزديكيت براي من كوچك خيلي دور است! تا ان موقع چه كنم؟
گفت:*و اتبع  ما يوحي اليك واصبر حتي يحكم الله*
" كارهايي را كه گفتم انجام بده وصبر كن تا خدا خودش حكم كند.(يونس/109)

گفتم: تو خدايي وصبور ! من بنده ات هستم وظرف صبرم كوچك است...يك اشاره كني تمام است!
گفت"*عسي ان تحبوا شيئآ وهو شرّ لكم*
"شايد چيزي كه تو دوست داري به صلاحت نباشد!."(بقرة/216)

گفتم: انا عبدك الذليل الضعيف...اصلآچطور دلت مياد؟
گفت:* ان الله باالناس لرئوف الرحيم*
" خدا نسبت به همه ي مردم مهربان است"

گفتم: دلم گرفته
گفت: * بفضل الله و برحمته فبذلك فليفرحوا*
" (مردم به چي دلخوش كرده اند؟) بايد به فضل و رحمت خدا شاد باشند)"(يونس/58)

گفتم: اصلآ  بي خيال! توكلت علي الله
گفت:* ان الله يحب المتوكلين*
"خدا آنهايي را كه توكل مي كنند دوست دارد."(آل عمران /159)

گفتم: خيلي دوستت دارم ! ولي اين بار  انگار گفتي كه حواست رو خوب جمع كن يادت باشه:
گفت:* و من الناس  من يعبد الله علي حرف فان اصابه خير اطمان به و ران اصابته فتنة انقلب علي وجهه خسر الدنيا و الآخرة*
" بعضي از مردم خدا را فقط به زبان عبادت مي كنند. اگر خيري به آنها برسد امن آرامش پيدا مي كنند واگر بلايي سرشان بيايد تا امتحان شوند رو گردان مي شوند . به خودشان در دنيا وآخرت ضرر مي رسانند."(حج/11)

گفتم:چقدر احساس تنهايي مي كنم
گفت:*فاني قريب*
" من كه نزديكم"(بقره/186)

گفتم: تو هميشه نزديكي من دورم كاش مي شد به تو نزديك شوم
گفت: واذكر ربك في نفسك تضرعآ وخيفة و دون الجهر من القول بالغدو و الاصال *
"هر صبح وعصر پروردگارت را پيش خودت با تضرع و خوف و با صداي آهسته ياد كن"(اعراف/؟؟؟)

ناخواسته گفتم: الهي وربي من لي غيرك
گفت:* اليس الله بكاف عبده*
"خدا براي بنده اش كافيست"(زمر/؟؟)

گفتم در برابر اين هنه مهربانيت چه كنم؟
گفت:*يا ايها الذين آمنوا اذكرو الله ذكرآ كثيرآ و سبحوه بكرة واصيلآ هو الذي يصلي عليكم و ملائكته ليخرجكم من الظلمت الي النور و كان بالمومنين رحيمآ*
"اي مومنين! خدا را زياد ياد كنيد و صبح وشب تسبيحش كنيد او كسي است كه خودش و فرشته هايش برشما درود مي فرستند تا شما را از تاريكيها به سوي نور بيرون برند خدا نسبت به مومنين مهربان است."(احزاب/؟-؟)

گفتم:غير از تو كسي را ندارم
گفت: *نحن اقرب اليه من حبل الوريد*
"از رگ گردن به انسان نزديكترم."(ق/16)

گفتم: ...
گفت: ...

    حالا

دلم برايت تنگ شده

 

دوريت بهاي سنگيني بود براي من که تبعيدي نگاه بي چشمت بودم

اينجاهمه گمان ميکنند که من با چشمانت زنده بودم

اما ای عزیزتر از جانم!!!

هيچ کس نميداند که فروغ نگاه بي چشمت مراکشت

تمام پنج شنبه هايت در خانه هايي با پلاک گمنام غروب شد

و ماهيچ وقت ندانستيم که چگونه سندي باهمان پلاک به نامت شد

هيچ وقت ندانستيم چگونه آنجاراگزيدي تا پايان دهي تنهاييت را

آنجا که حتي اگر گرد غفلت هم خاطرمان را زنگاري کندو پنج شنبه هارا گم کنيم

هرگز تو تنها نميشوي

آري!

خانه ي تو و هم پلاکهايت هميشه پرمهمان است

و هميشه با همان فانوسهاي نوراني، روشن

دلم هواي غربتت راکرده باباهواي خس خس سينه و ....

هواي حرفهاي آسمانيت را

تو پرواز کبوتر را نميديدي اما چه خوب برايم از پرواز ترانه ي عشق ميسرودي

چه خوب در کانال هاي پرپيچ و خم زندگيم راهنمايي بودي براي رهاييم

چه خوب.....!!!

 

دلم برايت تنگ شده

دلم برايت تنگ شده

 

خدایا چگونه باشم در این انتظار
چگونه تحمل کنم این ندیدن را
چگونه باشم در حالی که میدانم او دمی از ما غافل نیست؟
او اکنون کجاست؟
در اینجا؟در ایران؟در عراق؟یا در عربستان؟ ...........
خدایا دلم گرفت ازاینهمه بهانه گرفتن
دوست دارم ماه باشم تا از آن بالا ببینمت که کجایی.....
و می خواهم از خدا
الا که راز خدایی

خدا کند که بیایی

میلاد مبارک

  ==================

دهه مبارک فجررا که قرین

ميلاد مسعودختمي مرتبت پيامبر اعظم حضرت محمدمصطفي

(صلي الله عليه وآله وسلم)وبنيانگذارمكتب تشيع حضرت امام جعفرصادق (عليه السلام)گردیدبرعموم شادباش وتبریک میگوئیم

خيزيد دو آيينه ي توحيد ببينيد

در مشرق يک صبح، دو خورشيد ببينيد

دو مطلع الانوار درخشيد، ببينيد

در عيد نبي بار دگر عيد ببينيد

عيـد دگـري بـاز دل از خلــق ربــوده

چون حضرت صادق به جهان چشم گشوده 

شده مکه چراغان ز يمن مقدم تو

زند پر قلب عالم به گرد حرم تو

فداي قدم تو کرم تو حرم تو

يا محمد(3)

ولادت پيامبر (ص) پیشاپیش تبریک عرض می کنم

ولادت پيامبر (ص)
رسول اکرم (ص) در هفدهم ربيع‌الاول سال عام‌الفيل در مکه متولد شد. نام آن حضرت، محمد (ص) و کنية ايشان ابوالقاسم است. نام پدر آن حضرت عبدالله و نام مادر ايشان حضرت آمنه بنت وهب است.
تاريخ‌نگاران و سيره‌نويسان شيعه و اهل سنت، در سال و ماه تولد حضرت، اتفاق نظر دارند و مي‌گويند، حضرت در اول عام‌الفيل، برابر با سال 570 ميلادي و در ماه ربيع‌الاول ديده به جهان گشود؛ ولي دربارة روز تولد حضرت، اختلاف نظر وجود دارد. شيعيان روز تولد رسول اکرم (ص) را روز جمعه مصادف با 17 ربيع‌الاول و اهل سنت، روز دوشنبه مصادف با 12 ربيع‌الاول مي‌دانند.(8)
در ايران براي ايجاد وحدت و همدلي ميان مسلمانان جهان، از 12 تا 17 ربيع‌الاول «هفتة وحدت» اعلام شده و مسلمانان اين هفته را گرامي مي‌دارند.(9)

زیک مشرق نمایان شد دو خورشید جهان آرا
که رخت نور پوشاندند بر تن آسمان ها را
دو مرآت جمال حق دو دریای کمال حق
دو نور لایزال حق دو شمع جمع محفل ها
دو وجه الله ربانی دو سر الله سبحانی
دو رخسار سماواتی دو انسان خدا سیما
دو عیسی دم دو موسی ید دو حسن خالق سرمد
یکی صادق یکی احمد یکی عالی یکی اعلا
یکی بنیانگر مکتب یکی آرنده ی مذهب
یکی انوار را مشعل یکی اسرار را گویا
یکی از مکه ی انوار رخش تابید در عالم
یکی شد در مدینه آفتاب طلعتش پیدا
یکی نور نبوت را به دل ها تافت تا محشر
یکی نور ولایت را ز نو کرد از دمش احیا
رسد آوای قال الصادق و قال رسول الله
به گوش اهل عالم تا که این عالم بود بر پا
یکی جان گرامی در دو جسم پاک و پاکیزه
دو تن اما چو ذات یک تا هر دو بی همتا
محمد کیست جان جان جان عالم خلقت
که گر نازی کند در هم فرو ریزد همه دنیا
محمد کیست روح پاک کل انبیا در تن
که حتی در عدم بودند بی او انبیا یک جا
محمد کیست مولایی که مولانا علی گوید
منم عبد و رسول الله بر من رهبر و مولا
محمد از زمان ها پیشتر می زیست با خالق
محمد از مکان پیموده ره تا اوج او دانی
محمد محور عالم محمد رهبر آدم
محمد منجی هستی محمد سید بطحا
محمدکیست آنکو بوده قرآن دفتر مدحش
که وصفش را نداند کس به غیر از قادر دانا
محمد را کسی نشناخت جز حق و علی هرگز
چنان که جز خدا و او کسی نشناخت حیدر را
وضو گیرم ز آب کوثر و شویم لب از زمزم
کنم آنگه به مدح حضرت صادق سخن انشا
ششم مولا ششم هادی ششم رهبر ششم سرور
که هم دریای شش گوهر بود هم در شش دریا
صداقت از لبش خیزد فصاحت از دمش خیزد
فلک قدر و ملک عبد و قضا مهر و قدر امضا
بسی زهاد و عبادند بی مهرش همه کافر
بسی عالم بسی عارف همه بی نور او اعمی
دو خورشید منیر او هشام و بو بصیر او
دو کوه حکمت و ایمان دو بحر دانش و تقوی
مرا دین نبی مهر علی و مذهب جعفر
سه مشعل بوده و باشد چه در دنیا چه در عقبی
در دیگر زنم غیر از در آل علی هرگز
ره دیگر روم غیر از ره این خاندان حاشا
بهشت من بود مهر علی و مهر اولادش
نه از محشر بود بیمم نه از نارم بود پروا
سراپا عضو عضوم را جدا سازند از پیکر
اگر گردم جدا یک لحظه از ذریه ی زهرا
از آن بر خویش کردم انتخاب نام میثم را
که باشم همچو او در عشق ثارالله پا بر جا

 

بر داشت از سایت بنیاددعبل خزاعی

 تاريخ‌نگاران و سيره‌نويسان شيعه و اهل سنت، در سال و ماه تولد حضرت، اتفاق نظر دارند و مي‌گويند، حضرت در اول عام‌الفيل، برابر با سال 570 ميلادي و در ماه ربيع‌الاول ديده به جهان گشود؛ ولي دربارة روز تولد حضرت، اختلاف نظر وجود دارد. شيعيان روز تولد رسول اكرم (ص) را روز جمعه مصادف با 17 ربيع‌الاول و اهل سنت، روز دوشنبه مصادف با 12 ربيع‌الاول مي‌دانند. در ايران براي ايجاد وحدت و همدلي ميان مسلمانان جهان، از 12 تا 17 ربيع‌الاول «هفتة وحدت» اعلام شده و مسلمانان اين هفته را گرامي مي‌دارند.

***********

رسول اکرم(ص) حضرت محمد مصطفي در ماه ربيع‌الاول متولد شد. پيامبر، شب اول سال سيزدهم بعثت از مکه به مدينه هجرت کردند. علما گفته‌اند، روزه گرفتن براي شکر نعمتِ سلامتي رسول خدا و اميرالمؤمنين صلوات الله عليهما، در روز اول ربيع‌الاول مستحب است. مستحب است در روز ولادت حضرت رسول در اين ماه، 2 رکعت نماز خوانده و در رکعت اول بعد از حمد سه مرتبه «قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ» و در رکعت دوم سه مرتبه توحيد بخوانيم.(1)

براي روز ميلاد پيامبر اکرم که بنابر نظر اکثر علماي شيعه در هفدهم ربيع‌الاول است چند عمل توصيه شده است:(2)
1. غسل
2. روزه (اين روزه يکي از چهار روز سال است که فضيلت روزه در آن ممتاز است.)
3. زيارت حضرت رسول (ص)، از نزديک و دور
4. زيارت اميرالمؤمنين (ع) به نقل از امام صادق (ع)
5. 2 رکعت نماز که در هر رکعت بعد از حمد، 10 مرتبه «اِنّا اَنْزَلناه» و 10 مرتبه «توحيد» بخواند.
*******
هجرت پيامبر (ص)
با پيشرفت و گسترش اسلام، مشرکان مکه که شکست و زوال خود را مي‌ديدند در «دارالندوه» جمع شدند و تصميم گرفتند پيامبر را به قتل برسانند. رسول خدا به هجرت و خروج از مدينه مأمور شد. در شب اول ماه ربيع‌الاول، اميرالمؤمنين علي (ع)، در بستر پيامبر خوابيد(3) تا با خنثي کردن توطئة مشرکان براي قتل پيامبر (ص)، پيامبر به سمت مدينه هجرت کنند.
***********

وفات حضرت سکينه
56 سال پس از واقعة کربلا، در شب پنجم ربيع‌الاول سال 117. ق، حضرت سکينه (س)، دختر امام حسين (ع) در مدينه وفات کرد. مادر ايشان حضرت رباب (س) است که با هم در کربلا حضور داشتند و همراه اسرا به کوفه و شام رفتند. بعد از رحلت ايشان، خالدبن عبدالملک، حاکم مدينه قصد کرد با تأخير در تشييع جنازة ايشان بر اثر گرمي هوا به بدن مطهر جسارت شود و گفت: «صبر کنيد من براي نماز خواندن بر جنازه مي‌آيم.»؛ ولي نيامد. جنازة ايشان تا شب، دفن نشد و پس از آن حضرت سجاد (ع) -و به قولي يحيي‌بن‌حسن (ع) و به قولي محمدبن‌عبدالله نفس زکيه- بر جنازة آن حضرت نماز خواندند و آن حضرت را با احترام به خاک سپردند.(4)
*************
شهادت امام عسکري (ع)
امام حسن عسکري (ع) در 28 سالگي و در سال 260. ق به دست معتمد عباسي به شهادت رسيد. ايشان هنگام نماز صبح، بعد از اينکه امام عصر (عج)، آن حضرت را وضو دادند و جوشانده‌اي به ايشان دادند، شهيد شد.(5) امام زمان (عج) آن حضرت را غسل داد و بر پدر بزرگوارش نماز خواند. امام حسن عسکري (ع) را نزد قبر پدر بزرگوارش، حضرت هادي (ع) دفن کردند.(6)
****************
قتل عمربن‌خطاب
عمربن‌خطاب به دست ابولؤلؤ که نامش فيروز و غلام مغير›بن‌شعبه بود، چند ضربه خنجر خورد که منجر به مرگ او شد. عمربن‌خطاب در آخر شب نهم ربيع‌الاول سال 23. ق از دنيا رفت. عمربن‌خطاب 10 سال و شش ماه و چهار شب خلافت کرد.(7)
*****************
ولادت پيامبر (ص)
رسول اکرم (ص) در هفدهم ربيع‌الاول سال عام‌الفيل در مکه متولد شد. نام آن حضرت، محمد (ص) و کنية ايشان ابوالقاسم است. نام پدر آن حضرت عبدالله و نام مادر ايشان حضرت آمنه بنت وهب است.
تاريخ‌نگاران و سيره‌نويسان شيعه و اهل سنت، در سال و ماه تولد حضرت، اتفاق نظر دارند و مي‌گويند، حضرت در اول عام‌الفيل، برابر با سال 570 ميلادي و در ماه ربيع‌الاول ديده به جهان گشود؛ ولي دربارة روز تولد حضرت، اختلاف نظر وجود دارد. شيعيان روز تولد رسول اکرم (ص) را روز جمعه مصادف با 17 ربيع‌الاول و اهل سنت، روز دوشنبه مصادف با 12 ربيع‌الاول مي‌دانند.(8)
در ايران براي ايجاد وحدت و همدلي ميان مسلمانان جهان، از 12 تا 17 ربيع‌الاول «هفتة وحدت» اعلام شده و مسلمانان اين هفته را گرامي مي‌دارند.(9)
*****************
ميلاد امام صادق (ع)
امام جعفر صادق (ع) در 17 ربيع‌الاول سال 83. ق در مدينه متولد شد.(10) نام حضرت،‌ جعفر به معني نهر جاري پرفايده و کنية آن حضرت را ابوعبدالله، ابواسماعيل و ابوموسي ذکر کرده‌اند. پدر گرامي حضرت، امام محمد باقر (ع) و مادر گرامي‌اش، حضرت ام فروه است. امام موسي کاظم (ع)، اسماعيل، عبدالله، محمد ديباج، اسحاق، علي عريضي، عباس، ام فرو›، اسماء و فاطمه، هفت پسر و سه دختر امام صادق (ع) هستند.
******************
صلح امام حسن (ع)
قرارداد صلح امام حسن مجتبي (ع) با معاويـ‹بن ابي‌سفيان در 25 ربيع‌الاول بوده است.(11) در صفحة 14 از جلد دوم ارشاد شروط اين قرارداد به شرح زير ذکر شده است:

1. به علي (ع) دشنام ندهند.
2. خون شيعيان، محترم و محفوظ بماند و حقوقشان پايمال نشود.
3. معاويه يک ميليون درهم بين يتيمان جنگ جمل و صفين تقسيم کند.
4. امام (ع) معاويه را اميرالمؤمنين نخواند.
5. معاويه بايد بر اساس کتاب خدا و سنت پيامبر (ص) عمل کند.
6. معاويه پس از مرگ، خلافت را به ديگري واگذار نکند.
*********************

روز

       شرح واقعه 

سال وقوع

1 

هجرت پيامبرازمکه به مدينه سال سيزدهم بعثت

سال 1. ق

3

تخريب کعبه توسط يزيد(12)                      

64. ق

5

وفات حضرت سکينه (س)                      

   117. ق

شهادت امام حسن عسکري (ع)

260. ق

9

قتل عمربن‌خطاب                                  

23. ق

10

ازدواج پيامبر (ص) با حضرت خديجه (س)(13)

15 سال قبل از هجرت

12

آغاز وجوب نماز (مسارالشيعه، ص 30) 

   1. ق

12

قيام مختاربن ابي‌عبيده ثقفي در کوفه            

62. ق

14

مرگ يزيدبن‌معاويه(14)

64. ق

17

ولادت رسول اکرم (ص)

53 سال پيش از هجرت

17 

ميلاد امام صادق (ع)                              

    83. ق

25

صلح امام حسن (ع)                              

    41. ق

پي‌نوشت‌ها:
1. مفاتيح‌الجنان، شيخ عباس قمي، ص 489.
2. مفاتيح‌الجنان، شيخ عباس قمي، صص 90-489.
3. قلائد النحور، ج ربيع‌الاول، ص 8.
4. رياحين‌الشريعه، ج 3، صص 282-280.
5. زادالمعاد، ص 334.
6. فيض‌العلام، ص 209.
7. تتمـه‌المنتهي، ص 11.
8. تاريخ ابن‌خلدون، ج 1، ص 383.
9. روزشمار تاريخ اسلام، ج 3، ص 104.
10. اعلام الوري، ج 1، ص 514.
11. تتمـه‌المنتهي، صص 41-40.
12. تتمـه‌المنتهي، ص 63.
13. منتخب‌التواريخ، ص 70.
14. مستدرک سفينـه‌البحار، ج 4، ص 67.

     حالا

آغازامامت و ولایت عهدی حضرت ولي عصر (عج) مبارک

 

السلام علیک یا ابا صالح المهدی

 

 آغازامامت و ولایت عهدی حضرت ولي عصر (عج)

برعاشقان و منتظران آن حضرت تبريک و تهنيت باد

اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ

صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ

وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

 

 

اللهم عجل لولیک الفرج

التماس دعا

شهادت امام حسن عسکري عليه السلام

شهادت امام حسن عسکري عليه السلام را به خلف آن حضرت ، امام زمان عجل الله فرجه الشريف و همه شيعيان تسليت مي گوييم .

گل نرگس


  

سوگنامه

آفتاب روز هشتم ربیع الاول در حال طلوع بود، که آفتابی پرفروغ از دیگر سو غروب می کرد. او یازدهمین پیشوای آسمانی مردمان، حضرت امام حسن عسکری علیه السلام بود، که شمع وجودش پس از 28 سال پرتوافشانی به خاموشی می گرایید. در سالروز شهادت آن امام بار دیگر زمین و آسمان در عزای سلاله ای پاک از خاندان نبوی سوگوار است، تا با گریه و فغان بر مظلومیت آن امام همام با فرزندش حضرت ولی عصر (عجل اللّه تعالی فرجه الشریف) هم ناله شود. شهادت امام عسکری علیه السلام را بر دادگستر جهان، امام زمان (عج)، و تمام روهروان راه آن حضرت، تسلیت می گوییم.

لقب عسکری

از آن جا که امام یازدهم علیه السلام ، همراه با پدر بزرگوارشان، امام هادی علیه السلام ، به شهر سامراء، پایتخت خلافت عبّاسی، منتقل شده، و در آن جا در محله «عسکر» سکونت اجباری داشتند «عسکری» نامیده شدند. کنیه ایشان «ابومحمّد» و بیشتر مردم، آن حضرت و پدر و جدّ ایشان را ملقّب به «اِبْنُ الرِّضا» (فرزند امام علی بن موسی الرضا علیهماالسلام ) می نامیدند. از دیگر القاب آن حضرت، زکیّ به معنی پاکیزه است.

پدر و مادر

پدر ایشان، امام هادی علیه السلام ، و مادرشان، بانوی پارسا و شایسته، حدیثه است، که امام عسکری در دامان پاک ایشان متولد و پرورش یافت. این بانوی بزرگوار از زنان مومنه و نیکوکار بود. در فضیلت این بانو همین بس که پس از شهادت امام حسن عسکری علیه السلام تا مدتی پناهگاه و نقطه اتکای مومنان، در آن مقطع زمانی بسیار بحرانی و پر اضطراب بود.

سامراء یادآور قیامت

وقتی خبر شهادت امام عسکری به مردم سامرا رسید، غم بر سر مردمان شهر سایه افکند. «ابن صباغ مالکی»، یکی از دانشمندان اهل سنّت، در این باره می نویسد: وقتی خبر درگذشت حضرت امام حسن عسکری علیه السلام منتشر شد، سامراء به حرکت درآمد و سراپا فریاد و فغان و ناله گردید. بازارها تعطیل و مغازه ها بسته شد.

بنی هاشم، أُمرای لشکر، قاضیان شهر، شعرا، و سایر مردم برای شرکت در مراسم تشییع پیکر مطهّر امام عسکری حضور یافته بودند. سامراء در آن روز یادآور صحنه قیامت بود.

توطئه طاغوت

پس از شهادت امام عسکری علیه السلام ، معتمد، خلیفه وقت عباسی برای آن که وانمود کند که از آن امام، فرزندی باقی نمانده است، دستور داد تا میراث آن حضرت را میان مادر و برادرش جعفر تقسیم کنند. او بدین وسیله می خواست مسلمانان را از وجود امام بعدی ناامید کند. غافل از این که مردم عقیده داشتند که از امام عسکری علیه السلام فرزندی باقی مانده است که امامت را به عهده خواهد گرفت؛ زیرا عده ای از شیعیان فرزند خردسال امام را در زمان حیات ایشان دیده بودند.

اقامه نماز

جنازه مطهّر و نورانی امام عسکری را در حیاط خانه اش کفن کرده و در تابوت گذاشته بودند. برادر آن حضرت، جعفر کذّاب، پیش رفت تا بر جنازه امام نماز گزارد. وقتی که خواست تکبیر نماز را بگوید، ناگاه کودکی گندمگون و سیاه موی که دندان های پیشینش قدری با هم فاصله داشت، بیرون آمد. و لباس جعفر را گرفت و او را کنار کشید و گفت: «عمو! کنار برو، من باید بر پدرم نماز گزارم». جعفر در حالی که قیافه اش دگرگون شده بود، کنار رفت و آن کودک برجنازه امام نماز خواند. او کسی نبود جز حضرت مهدی عجل اللّه تعالی فرجه الشریف؛ زیرا معصوم باید بر معصوم نماز گزارد. سپس حضرت را در خانه خود در کنار قبر پدرش امام هادی علیه السلام به خاک سپردند.

محدودیت و شدت فشار بر امام

خلفای عباسی از هرگونه اعمال فشار و محدودیت نسبت به امامان دریغ نمی کردند. این محدودیت ها در عصر امام جواد، امام هادی و امام عسکری علیهم السلام به اوج خود رسیده، در زمان امام یازدهم شدت بیشتری یافت؛ زیرا، در زمان ایشان پیروان اهل بیت به صورت یک قدرت عظیم درآمده بودند، و این گروه حکومت عباسیان را مشروع و قانونی نمی دانستند، و معتقد به امامت فرزندان علی علیه السلام بودند. در آن زمان ممتازترین شخصیّت این خانواده، امام عسکری بود. از طرف دیگر، طبق روایات بی شمار، مهدی موعود که تار و مار کننده همه حکومت های خودکامه است، از نسل پیشوای یازدهم است. به این جهت خلفای عباسی پیوسته مراقب زندگی ایشان بودند.

زمینه سازی غیبت حضرت مهدی (عج)

یکی از فعالیت های امام عسگری، آماده سازی مردم برای پذیرش غیبت امام زمان عجل اللّه تعالی فرجه شریف بود؛ از این رو ایشان، کمتر با مردم تماس می گرفت، و جز نوّاب و یاران خاص خود، کسی را به حضور نمی پذیرفت و فقط به واسطه آنان مشکلات دینی مردم را حل می کرد. آن حضرت گاه دستورهای دینی خود را به وسیله نامه هایی، به علما می نوشت. امام عسکری با عمل به چنین شیوه ای قصد داشت زمینه غیبت فرزندش امام مهدی (عج) را آماده کند و مردم را به دوری امام عادت دهد به گونه ای که غیبت امام زمان(عج) برای آنان غیرمعمول و ناآشنا نباشد.

معرفی امام بعد از خود به یاران خاص

احمدبن اسحاق، یکی از یاران و اصحاب خاص امام عسکری می گوید: به حضور ابومحمّد، حسن بن علی عسکری علیه السلام رسیدم و خواستم درباره جانشین بعد از ایشان سئوال کنم. پیش از سئوال من، حضرت فرمودند: «ای احمدبن اسحاق به درستی که خداوند از خلقت حضرت آدم علیه السلام تا هنگام برپایی قیامت، زمین را از حجّتِ خود برخلق خالی نگذاشته و نخواهد گذاشت. خداوند به سبب حجّت الهی بلا را از اهل زمین دور می سازد و به برکت او باران فرو می بارد». پرسیدم: یابن رسول اللّه ، پس امام بعد از شما کیست؟ در این هنگام امام باعجله برخاست و به درون خانه رفت. سپس همراه کودکی سه ساله ـ که صورتش همانند ماه شب چهارده می درخشید ـ بیرون آمد، آن گاه فرمود: «ای احمدابن اسحاق، اگر بر خدا و حجت هایش عزیز نبودی این فرزند را به تو نشان نمی دادم».

امام عسکری علیه السلام با چنین شیوه هایی، بارها جانشین بر حق خود را به یاران و اصحاب خویش معرفی می کردند.

جلوه حقیقت

شخصی به نام «حلبی» می گوید: به سامراء آمدم و منتظر خروج امام عسکری علیه السلام از منزلشان بودم تا او را از نزدیک ببینم. در کنار من جوانی ایستاده بود. به او گفتم: از کجایی؟ گفت: از مدینه. گفتم: این جا چه می کنی؟ گفت: من از نوادگان ابوذر غفاری هستم. درباره امامت ابومحمّد علیه السلام اختلافی پیش آمده است، آمده ام نشانه ای از او ببینم تا دلم آرام گیرد. در این هنگام امام عسکری علیه السلام بیرون آمد. وقتی که روبروی ما رسید، به جوان نگریست و فرمود: «آیا تو غفاری هستی؟» جوان پاسخ داد: آری. امام فرمود: مادرت «حمدَویّه» چه می کند؟ جوان گفت: خوب است. امام پس از این سخنان کوتاه از کنار ما گذشت. رو به جوان کردم و گفتم: آیا او را قبلاً دیده بودی؟ جوان گفت: خیر. گفتم: آیا همین تو را بسنده بود؟ گفت: کمتر از این هم کافی بود.

نفوذ معنوی

اخلاق الهی و سیرت نبوی حضرت امام عسکری علیه السلام موجب نفوذ معنوی گسترده ای در بین مردم شده بود؛ به گونه ای که وقتی امام از منزل بیرون می آمدند، مردمان جهت دیدار و پرسیدن سوال های خود، در برابر منزلشان صف می کشیدند. خلفای عباسی که از نفوذ معنوی امام بیم داشتند و از دیگر سو مشاهده می کردند که محدودیت ها و فشارهایی که بر ایشان وارد می کنند، اثر معکوس دارد و روز به روز بر محبوبیت ایشان در بین مردم افزوده می شود، امام را به زندان افکندند، تا مانع ارتباط ایشان با مردمان شوند و به خیال خود از نفوذ معنوی شخصیّت والای امام بکاهند.

ره یافته مکتب عشق

محمّدبن اسماعیل علوی می گوید: حضرت امام عسکری علیه السلام را در زندانی زیر نظر «علی ابن اوتاش» قرار دادند. او فردی بی رحم و از دشمنان سرسخت آل محمّد صلی الله علیه و آله بود و با خشونت بسیار نسبت به خاندان و فرزندان امام علی علیه السلام رفتار می کرد. از سوی دیگر خلفای عباسی نیز به او دستور دادند تا هرچه می تواند به امام سخت گیری کرده و به ایشان آزار رساند؛ اما بیش از یک روز نگذشت که آن مرد با مشاهده حالات معنوی امام در برابر عظمت حضرت عسکری زانوی عجز و تواضع به زمین نهاد. علی ابن اوتاش هنگامی که از حضور امام بیرون آمد از بهترین یاران با اعتقاد، و ستایش گر حضرت امام عسکری شده بود.

ریشه گناهان

کسانی که می خواهند در مسیر طاعت و بندگی پروردگار متعال قدم برداشته و به تزکیه و تهذیب نفس بپردازند، باید در اولین گام از گناهان و پلیدی ها دوری جویند؛ چرا که گناهان همانند زنجیرهایی سنگین بر پای اراده انسان آوار شده و مانع پیشرفت معنوی می شوند. امام حسن عسکری علیه السلام در روایتی به ریشه و اساس پلیدی ها اشاره کرده و می فرماید: «همه پلیدی ها در خانه ای قرار داده شده اند و دروغ، کلید آن خانه است». یعنی کسی که مرتکب دروغ شود به گناهان دیگر نیز دست خواهد زد. همچنین ترک دروغ، مقدمه ای برای ترک دیگر گناهان خواهد شد.

نفاق و دو رویی

از صفات نکوهیده و مذمومی که از ارزش انسان در جامعه می کاهد و باعث دوری گزیدن مردم از آدمی می شود، نفاق و دورویی است. منافقان و ریاکاران از پست ترین افراد جامعه هستند. امام عسکری در نکوهش این افراد می فرمایند: «چه بد بنده ای است شخص دو رو و ریاکار، در حضور برادرش بستاید و در نبودِ او غیبتش کند. اگر برادرش صاحب چیزی شود، بدو حسد ورزد و اگر گرفتار شود بدو خیانت کند».

زهر جفا

خلفای عباسی، با به کارگیری سلیقه های متفاوت می کوشیدند تا اوضاع را به زیان امام عسکری خاتمه دهند؛ با این حال با گذشتن زمان، محبوبیت امام در بین مردم فزونی می یافت. معتمد عباسی که از نفوذ معنوی امام در بین مردمان بیمناک بود، درصدد برآمد تا به هر شیوه ممکن، ایشان را به شهادت برساند. او نمی توانست آشکارا به چنین توطئه ای دست بزند؛ از این رو با دسیسه ای مرموز، ایشان را مسموم ساخت و با این کار پرتو یازدهمین ستاره پرفروغ آسمان هدایت را به ظاهر خاموش کرد. معتمد با قصد فریب افکار عمومی با ظاهرسازی، چند پزشک را به نزد امام فرستاد تا ایشان را معاینه کنند و شهادت ایشان را مرگ عادی جلوه دهند؛ اما خیلی زود این نیرنگ معتمد رنگ باخت و مردم از حقیقت واقعه آگاه شدند.

عروج عارفانه

در ساعات آخر عمر امام، بیماری آن چنان بر ایشان شدید شد که آن حضرت توان از دست داده بود. امام رو به غلامش فرمود: «به آن اتاق برو و کودکی را که به سجده افتاده است، بیاور». غلام رفت و با کودکی که چهره ای درخشان داشت و بین دندان هایش گشاده بود، به نزد پدر آمد. وقتی که نگاه امام حسن عسکری علیه السلام به کودک افتاد، گریه کرده و فرمود: «ای سرور اهل خانه خود، به من آب بیاشام، همانا من به سوی پروردگارم می روم». (وفاتم نزدیک است). آن کودک با دست خود به پدر آب داد. سپس امام حسن عسکری علیه السلام فرمود: «مرا برای نماز آماده کنید.» آن کودک، پدر را در وضو گرفتن کمک کرد. امام عسکری به او فرمود: «بشارت باد تو را ای پسرم که تویی صاحب الزمان و تویی مهدی و حجت خدا بر روی زمین، و این عهدی است از پدرم و از پدرانش تا رسول خدا صلی الله علیه و آله ».

در سوگ پدر

از پس پرده برون حجّت اثناعشر است

یا که در غرّه مَه قرص قمر جلوه گر است

بلبل از دوری گل تا سحر امشب به نواست

یا پسر بر سر بالین پدر نوحه گر است

هاتفی گفت که خاموش! مگر بی خبری

حسن عسکری امشب به جناح سفر است

سر به دامان پسر گرم سخن با معبود

چهره اش بر اثر زهر جفا پرگهر است

شد برون طایر روحش ز قفس سوی جنان

مهدی منتظر از بهر پدر خون جگر است

گل نرگس

حلول ماه ربیع الاول بر همگان مبارک باد

 
 
حلول ماه ربیع الاول مبارک باد