زآسمان دل من خورشید ومه آمد

میلاد پیامبر گرامی اسلام بر مسلمانان جهان مبارک باد

vahdat1

 

زآسمان دل من خورشید ومه آمد

شب میلاد احمد(ص) باپورحیدرآمد

همه شادی نمایید که میلاد نبی شد

جلوه نورصادق زبعدش منجلی شد
_________________
به امنه بنت وهب ،خداعطا کرده پسر

پسر   چه گویم که به خلق،خداعطاکرده پدر

میلاد پیامبرافرینش ورییس مذهب جعفری برشماخجسته

 باد

وحدت

 هنگام نزول رحمت بی حدشد
این بارش فیض سرمدی ممتدشد
ارام مباش وختم کن یک صلوات
میلاد امام صادق (ع)واحمد(ص)شد

____________________
هم عید پیمبراست وهم عیدامام
دو رهبردین ومذهب وفقه کلام
ازپیروانشان دراین شب عیدمدام
تقدیم برانان صلوات است وسلام

میلاد مبارک


ساعت  زندگیم

 

میلاد نور پیشاپیش  مبارک

 ==================

دهه مبارک فجررا که قرین

ميلاد مسعودختمي مرتبت پيامبر اعظم حضرت محمدمصطفي

(صلي الله عليه وآله وسلم)وبنيانگذارمكتب تشيع حضرت امام جعفرصادق (عليه السلام)گردیدبرعموم شادباش وتبریک میگوئیم

خيزيد دو آيينه ي توحيد ببينيد

در مشرق يک صبح، دو خورشيد ببينيد

دو مطلع الانوار درخشيد، ببينيد

در عيد نبي بار دگر عيد ببينيد

عيـد دگـري بـاز دل از خلــق ربــوده

چون حضرت صادق به جهان چشم گشوده 

شده مکه چراغان ز يمن مقدم تو

زند پر قلب عالم به گرد حرم تو

فداي قدم تو کرم تو حرم تو

يا محمد(3)

السلام علیک یا ابا صالح المهدی

السلام علیک یا ابا صالح المهدی

 

 آغازامامت و ولایت عهدی حضرت ولي عصر (عج)

برعاشقان و منتظران آن حضرت تبريک و تهنيت باد

اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ

صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ

وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

 

 

اللهم عجل لولیک الفرج

التماس دعا

شهادت امام حسن عسکري تسلیت

شهادت امام حسن عسکري عليه السلام را به خلف آن حضرت ، امام زمان عجل الله فرجه الشريف و همه شيعيان تسليت مي گوييم .


  

سوگنامه

آفتاب روز هشتم ربیع الاول در حال طلوع بود، که آفتابی پرفروغ از دیگر سو غروب می کرد. او یازدهمین پیشوای آسمانی مردمان، حضرت امام حسن عسکری علیه السلام بود، که شمع وجودش پس از 28 سال پرتوافشانی به خاموشی می گرایید. در سالروز شهادت آن امام بار دیگر زمین و آسمان در عزای سلاله ای پاک از خاندان نبوی سوگوار است، تا با گریه و فغان بر مظلومیت آن امام همام با فرزندش حضرت ولی عصر (عجل اللّه تعالی فرجه الشریف) هم ناله شود. شهادت امام عسکری علیه السلام را بر دادگستر جهان، امام زمان (عج)، و تمام روهروان راه آن حضرت، تسلیت می گوییم.

لقب عسکری

از آن جا که امام یازدهم علیه السلام ، همراه با پدر بزرگوارشان، امام هادی علیه السلام ، به شهر سامراء، پایتخت خلافت عبّاسی، منتقل شده، و در آن جا در محله «عسکر» سکونت اجباری داشتند «عسکری» نامیده شدند. کنیه ایشان «ابومحمّد» و بیشتر مردم، آن حضرت و پدر و جدّ ایشان را ملقّب به «اِبْنُ الرِّضا» (فرزند امام علی بن موسی الرضا علیهماالسلام ) می نامیدند. از دیگر القاب آن حضرت، زکیّ به معنی پاکیزه است.

پدر و مادر

پدر ایشان، امام هادی علیه السلام ، و مادرشان، بانوی پارسا و شایسته، حدیثه است، که امام عسکری در دامان پاک ایشان متولد و پرورش یافت. این بانوی بزرگوار از زنان مومنه و نیکوکار بود. در فضیلت این بانو همین بس که پس از شهادت امام حسن عسکری علیه السلام تا مدتی پناهگاه و نقطه اتکای مومنان، در آن مقطع زمانی بسیار بحرانی و پر اضطراب بود.

سامراء یادآور قیامت

وقتی خبر شهادت امام عسکری به مردم سامرا رسید، غم بر سر مردمان شهر سایه افکند. «ابن صباغ مالکی»، یکی از دانشمندان اهل سنّت، در این باره می نویسد: وقتی خبر درگذشت حضرت امام حسن عسکری علیه السلام منتشر شد، سامراء به حرکت درآمد و سراپا فریاد و فغان و ناله گردید. بازارها تعطیل و مغازه ها بسته شد.

بنی هاشم، أُمرای لشکر، قاضیان شهر، شعرا، و سایر مردم برای شرکت در مراسم تشییع پیکر مطهّر امام عسکری حضور یافته بودند. سامراء در آن روز یادآور صحنه قیامت بود.

توطئه طاغوت

پس از شهادت امام عسکری علیه السلام ، معتمد، خلیفه وقت عباسی برای آن که وانمود کند که از آن امام، فرزندی باقی نمانده است، دستور داد تا میراث آن حضرت را میان مادر و برادرش جعفر تقسیم کنند. او بدین وسیله می خواست مسلمانان را از وجود امام بعدی ناامید کند. غافل از این که مردم عقیده داشتند که از امام عسکری علیه السلام فرزندی باقی مانده است که امامت را به عهده خواهد گرفت؛ زیرا عده ای از شیعیان فرزند خردسال امام را در زمان حیات ایشان دیده بودند.

اقامه نماز

جنازه مطهّر و نورانی امام عسکری را در حیاط خانه اش کفن کرده و در تابوت گذاشته بودند. برادر آن حضرت، جعفر کذّاب، پیش رفت تا بر جنازه امام نماز گزارد. وقتی که خواست تکبیر نماز را بگوید، ناگاه کودکی گندمگون و سیاه موی که دندان های پیشینش قدری با هم فاصله داشت، بیرون آمد. و لباس جعفر را گرفت و او را کنار کشید و گفت: «عمو! کنار برو، من باید بر پدرم نماز گزارم». جعفر در حالی که قیافه اش دگرگون شده بود، کنار رفت و آن کودک برجنازه امام نماز خواند. او کسی نبود جز حضرت مهدی عجل اللّه تعالی فرجه الشریف؛ زیرا معصوم باید بر معصوم نماز گزارد. سپس حضرت را در خانه خود در کنار قبر پدرش امام هادی علیه السلام به خاک سپردند.

محدودیت و شدت فشار بر امام

خلفای عباسی از هرگونه اعمال فشار و محدودیت نسبت به امامان دریغ نمی کردند. این محدودیت ها در عصر امام جواد، امام هادی و امام عسکری علیهم السلام به اوج خود رسیده، در زمان امام یازدهم شدت بیشتری یافت؛ زیرا، در زمان ایشان پیروان اهل بیت به صورت یک قدرت عظیم درآمده بودند، و این گروه حکومت عباسیان را مشروع و قانونی نمی دانستند، و معتقد به امامت فرزندان علی علیه السلام بودند. در آن زمان ممتازترین شخصیّت این خانواده، امام عسکری بود. از طرف دیگر، طبق روایات بی شمار، مهدی موعود که تار و مار کننده همه حکومت های خودکامه است، از نسل پیشوای یازدهم است. به این جهت خلفای عباسی پیوسته مراقب زندگی ایشان بودند.

زمینه سازی غیبت حضرت مهدی (عج)

یکی از فعالیت های امام عسگری، آماده سازی مردم برای پذیرش غیبت امام زمان عجل اللّه تعالی فرجه شریف بود؛ از این رو ایشان، کمتر با مردم تماس می گرفت، و جز نوّاب و یاران خاص خود، کسی را به حضور نمی پذیرفت و فقط به واسطه آنان مشکلات دینی مردم را حل می کرد. آن حضرت گاه دستورهای دینی خود را به وسیله نامه هایی، به علما می نوشت. امام عسکری با عمل به چنین شیوه ای قصد داشت زمینه غیبت فرزندش امام مهدی (عج) را آماده کند و مردم را به دوری امام عادت دهد به گونه ای که غیبت امام زمان(عج) برای آنان غیرمعمول و ناآشنا نباشد.

معرفی امام بعد از خود به یاران خاص

احمدبن اسحاق، یکی از یاران و اصحاب خاص امام عسکری می گوید: به حضور ابومحمّد، حسن بن علی عسکری علیه السلام رسیدم و خواستم درباره جانشین بعد از ایشان سئوال کنم. پیش از سئوال من، حضرت فرمودند: «ای احمدبن اسحاق به درستی که خداوند از خلقت حضرت آدم علیه السلام تا هنگام برپایی قیامت، زمین را از حجّتِ خود برخلق خالی نگذاشته و نخواهد گذاشت. خداوند به سبب حجّت الهی بلا را از اهل زمین دور می سازد و به برکت او باران فرو می بارد». پرسیدم: یابن رسول اللّه ، پس امام بعد از شما کیست؟ در این هنگام امام باعجله برخاست و به درون خانه رفت. سپس همراه کودکی سه ساله ـ که صورتش همانند ماه شب چهارده می درخشید ـ بیرون آمد، آن گاه فرمود: «ای احمدابن اسحاق، اگر بر خدا و حجت هایش عزیز نبودی این فرزند را به تو نشان نمی دادم».

امام عسکری علیه السلام با چنین شیوه هایی، بارها جانشین بر حق خود را به یاران و اصحاب خویش معرفی می کردند.

جلوه حقیقت

شخصی به نام «حلبی» می گوید: به سامراء آمدم و منتظر خروج امام عسکری علیه السلام از منزلشان بودم تا او را از نزدیک ببینم. در کنار من جوانی ایستاده بود. به او گفتم: از کجایی؟ گفت: از مدینه. گفتم: این جا چه می کنی؟ گفت: من از نوادگان ابوذر غفاری هستم. درباره امامت ابومحمّد علیه السلام اختلافی پیش آمده است، آمده ام نشانه ای از او ببینم تا دلم آرام گیرد. در این هنگام امام عسکری علیه السلام بیرون آمد. وقتی که روبروی ما رسید، به جوان نگریست و فرمود: «آیا تو غفاری هستی؟» جوان پاسخ داد: آری. امام فرمود: مادرت «حمدَویّه» چه می کند؟ جوان گفت: خوب است. امام پس از این سخنان کوتاه از کنار ما گذشت. رو به جوان کردم و گفتم: آیا او را قبلاً دیده بودی؟ جوان گفت: خیر. گفتم: آیا همین تو را بسنده بود؟ گفت: کمتر از این هم کافی بود.

نفوذ معنوی

اخلاق الهی و سیرت نبوی حضرت امام عسکری علیه السلام موجب نفوذ معنوی گسترده ای در بین مردم شده بود؛ به گونه ای که وقتی امام از منزل بیرون می آمدند، مردمان جهت دیدار و پرسیدن سوال های خود، در برابر منزلشان صف می کشیدند. خلفای عباسی که از نفوذ معنوی امام بیم داشتند و از دیگر سو مشاهده می کردند که محدودیت ها و فشارهایی که بر ایشان وارد می کنند، اثر معکوس دارد و روز به روز بر محبوبیت ایشان در بین مردم افزوده می شود، امام را به زندان افکندند، تا مانع ارتباط ایشان با مردمان شوند و به خیال خود از نفوذ معنوی شخصیّت والای امام بکاهند.

ره یافته مکتب عشق

محمّدبن اسماعیل علوی می گوید: حضرت امام عسکری علیه السلام را در زندانی زیر نظر «علی ابن اوتاش» قرار دادند. او فردی بی رحم و از دشمنان سرسخت آل محمّد صلی الله علیه و آله بود و با خشونت بسیار نسبت به خاندان و فرزندان امام علی علیه السلام رفتار می کرد. از سوی دیگر خلفای عباسی نیز به او دستور دادند تا هرچه می تواند به امام سخت گیری کرده و به ایشان آزار رساند؛ اما بیش از یک روز نگذشت که آن مرد با مشاهده حالات معنوی امام در برابر عظمت حضرت عسکری زانوی عجز و تواضع به زمین نهاد. علی ابن اوتاش هنگامی که از حضور امام بیرون آمد از بهترین یاران با اعتقاد، و ستایش گر حضرت امام عسکری شده بود.

ریشه گناهان

کسانی که می خواهند در مسیر طاعت و بندگی پروردگار متعال قدم برداشته و به تزکیه و تهذیب نفس بپردازند، باید در اولین گام از گناهان و پلیدی ها دوری جویند؛ چرا که گناهان همانند زنجیرهایی سنگین بر پای اراده انسان آوار شده و مانع پیشرفت معنوی می شوند. امام حسن عسکری علیه السلام در روایتی به ریشه و اساس پلیدی ها اشاره کرده و می فرماید: «همه پلیدی ها در خانه ای قرار داده شده اند و دروغ، کلید آن خانه است». یعنی کسی که مرتکب دروغ شود به گناهان دیگر نیز دست خواهد زد. همچنین ترک دروغ، مقدمه ای برای ترک دیگر گناهان خواهد شد.

نفاق و دو رویی

از صفات نکوهیده و مذمومی که از ارزش انسان در جامعه می کاهد و باعث دوری گزیدن مردم از آدمی می شود، نفاق و دورویی است. منافقان و ریاکاران از پست ترین افراد جامعه هستند. امام عسکری در نکوهش این افراد می فرمایند: «چه بد بنده ای است شخص دو رو و ریاکار، در حضور برادرش بستاید و در نبودِ او غیبتش کند. اگر برادرش صاحب چیزی شود، بدو حسد ورزد و اگر گرفتار شود بدو خیانت کند».

زهر جفا

خلفای عباسی، با به کارگیری سلیقه های متفاوت می کوشیدند تا اوضاع را به زیان امام عسکری خاتمه دهند؛ با این حال با گذشتن زمان، محبوبیت امام در بین مردم فزونی می یافت. معتمد عباسی که از نفوذ معنوی امام در بین مردمان بیمناک بود، درصدد برآمد تا به هر شیوه ممکن، ایشان را به شهادت برساند. او نمی توانست آشکارا به چنین توطئه ای دست بزند؛ از این رو با دسیسه ای مرموز، ایشان را مسموم ساخت و با این کار پرتو یازدهمین ستاره پرفروغ آسمان هدایت را به ظاهر خاموش کرد. معتمد با قصد فریب افکار عمومی با ظاهرسازی، چند پزشک را به نزد امام فرستاد تا ایشان را معاینه کنند و شهادت ایشان را مرگ عادی جلوه دهند؛ اما خیلی زود این نیرنگ معتمد رنگ باخت و مردم از حقیقت واقعه آگاه شدند.

عروج عارفانه

در ساعات آخر عمر امام، بیماری آن چنان بر ایشان شدید شد که آن حضرت توان از دست داده بود. امام رو به غلامش فرمود: «به آن اتاق برو و کودکی را که به سجده افتاده است، بیاور». غلام رفت و با کودکی که چهره ای درخشان داشت و بین دندان هایش گشاده بود، به نزد پدر آمد. وقتی که نگاه امام حسن عسکری علیه السلام به کودک افتاد، گریه کرده و فرمود: «ای سرور اهل خانه خود، به من آب بیاشام، همانا من به سوی پروردگارم می روم». (وفاتم نزدیک است). آن کودک با دست خود به پدر آب داد. سپس امام حسن عسکری علیه السلام فرمود: «مرا برای نماز آماده کنید.» آن کودک، پدر را در وضو گرفتن کمک کرد. امام عسکری به او فرمود: «بشارت باد تو را ای پسرم که تویی صاحب الزمان و تویی مهدی و حجت خدا بر روی زمین، و این عهدی است از پدرم و از پدرانش تا رسول خدا صلی الله علیه و آله ».

در سوگ پدر

از پس پرده برون حجّت اثناعشر است

یا که در غرّه مَه قرص قمر جلوه گر است

بلبل از دوری گل تا سحر امشب به نواست

یا پسر بر سر بالین پدر نوحه گر است

هاتفی گفت که خاموش! مگر بی خبری

حسن عسکری امشب به جناح سفر است

سر به دامان پسر گرم سخن با معبود

چهره اش بر اثر زهر جفا پرگهر است

شد برون طایر روحش ز قفس سوی جنان

مهدی منتظر از بهر پدر خون جگر است

گل نرگس

حلول ماه ربیع بر همگان مبارک

كد 350 - يا ابا صالح المهدي عج

با زمین خوردنت امروز زمین خورد زمین


 

با زمین خوردنت امروز زمین خورد زمین

آسمان خورد زمین عرش برین خورد زمین

وسط کوچه همینکه بدنت لرزه گرفت

ناگهان بال و پر روح الامین خورد زمین

این چه زهری است که داری به خودت می پیچی

گاه پشت کمرت گاه جبین خورد زمین

از سر تو چه بگوییم؟ روی خاک افتاد

از تن تو چه بگوییم؟ همین ... خورد زمین

دگرت نیست توان تا که ز جا برخیزی

ای که با تو همه ی دین مبین خورد زمین

داشت می مرد اباصلت که چندین دفعه

دید مولاش چه بی یار و معین خورد زمین

زهر اول اثرش بر جگر مسموم است

پهلویت سوخت که زانوت چنین خورد زمین

پسرت تا ز مدینه به کنار تو رسید

طاقتش کم شد و گریان و حزین خورد زمین

به زمین خوردن و خاکی شدنت موروثی است

جد تشنه لبت از عرشه ی زین خورد زمین

 

 

 

دل همیشه غریبم هوایتان کرده است

 

هواى گریه پایین پایتان کرده است

 

وَ گیوه‏هاى مرا رد پاى غمگینت

 

مسافر سحر کوچه هایتان کرده است

 

خداش خیر دهد آن کسى که بال مرا

 

کبوتر حرم باصفایتان کرده است

 

چگونه لطف ندارى به این دو چشمى که

 

کنار پنجره هایت صدایتان کرده است ؟

 

چگونه از تو نگیرم نجات فردا را ؟

 

خدا براى همین‏ها سوایتان کرده است

 

چرا امید ندارى مدینه برگردى ؟

 

مگر نه آنکه خدا هم دعایتان کرده است ؟

 

میان شهر مدینه یگانه خواهرتان

 

چه نذرهاى بزرگى برایتان کرده است

 

تو آن نماز غریب همیشه‏ها هستى

 

که کوچه‏هاى خراسان قضایتان کرده است

 

سپیده‏اى و به رنگ شفق در آمده‏اى

 

کدام زهر ستم جابجایتان کرده است

 

 

 

مانند مادرت شده ای، قد خمیده ای!

 

آقا چرا عبا به سرخود کشیده ای !؟

 

 

 

با درد کهنه ای به نظرراه می روی !؟

 

مانند مادرت چقدر راه می روی !

 

 

 

خون ِجگربه سینه به اجبار می دهی

 

راهی نرفته! تکیه به دیوار می دهی

 

 

 

داغ غریبی تو، نمک بر جگرزند

 

خواهرنداشتی که برایت به سرزند

 

 

 

اینجا مدینه نیست، چرا دلخوری شما !؟

 

درکوچه های طوس زمین می خوری چرا ؟

 

 

 

با «یاعلی» به زانوی خسته توان بده

 

خاک لباس های خودت را تکان بده

 

 

 

مقداری ازعبای شما پاره شد،ولی...

 

نیزه نزد کسی به تو ازکینه ی علی

 

 

 

اینجا کسی به پیرهن تو نظر نداشت

 

فکروخیال گندم ری را به سر نداشت

 

 

 

اینجا کسی به غارت انگشترت نرفت

 

چشمی به سمت مقنعه ی خواهرت نرفت

 

 

 

کوثر اشک من از ساغر و پیمانه ی توست
دل آتش‌زده‌ام، شمع عزاخانه ی تـوست
جگر سوخته، خاکستر پروانه ی تـوست
شعله‌های دلم از آه غریبـانه ی تـوست
ای تـراب قـدم زائـر کویت گِل من
وی خراسان تو تا صبح قیامت دل من
درد جان را تو طبیبی تو طبیبی تو طبیب
بزم دل را تو حبیبی تو حبیبی تو حبیب
بی تولّای تو دل را نه قرار و نه شکیب
تو غریب الغربایی و همه خلق، غریب
نه خراسان که سماوات و زمین حائر توست
دور و نزدیک ندارد، دل ما زائر توست

 

ای قبول غم تـو گریه ی ناقابل ما
آتش عشق تو در روز جزا حاصل ما
مایه از خاک خراسان تو دارد گِل ما
ما نبودیم که می‌سوخت به یادت دل ما
سال‌ها آتش غم شمع صفت آبت کـرد
زهر در سینه شراری شد و بی تابت کرد
تو به خلقت پدری و تو به زهرا پسری
مثـل جدّ و پدرت از همه مظلوم‌تری
تـو جگـر پاره ی پیغمبر و پاره جگری
بلکه بی‌تاب‌تر از بسمل بی‌بال و پری
میزبان تو شد ای جان جهان قاتل تو
کس ندانست ندانست چه شد با دل تو

 

تـو کـه سـر تـا بـه قدم آینه توحیدی
به چه تقصیر چو بسمل به زمین غلطیدی؟
مرگ را دور سرت لحظه به لحظه دیدی
همچنـان مار گزیده به خودت پیچیدی
که گمان داشت که با آن غم پیوسته ی تو
قتلگاه تو شود حجره ی در بسته ی تو؟
«بابی انت و امّی» که چه آمد به سرت
داغ معصومه ی مظلومه به جان زد شررت
تو زدی بال و پر و کـرد تماشا پسرت
بس که بر شمس رُخت ریخت ستاره قمرت
شـرر آه بـر آمـد ز نهـادت مــولا
صورتت شسته شد از اشک جوادت مولا

 

طایر روح غریبانه پرید از بدنت
قاتلت اشک فشان بود به تشییع تنت
خبر از غربت تن داشت فقط پیرهنت
کرد با خون جگر دست جوادت کفنت
چوب تابوت تو بر شانه ی جان همه بود
جای معصومه ی تو اشک فشان فاطمه بود
بانوان چشم ز مهریّه ی خود پوشیدند
دور تابوت تو پـروانه صفت گردیدند
اشک‌ها بود که بـر غربت تو باریدند
لاله از خون جگر بر سر راهت چیدند
مردها مثل زنان شیونشان برپا بود
دور تابوت تو ذکر همه یا زهرا بود

 

ای خدا سوختم از گریه، دل از کف دادم
کاش می‌سوخت فلک از شرر فریادم
کاش می‌داد غم شام بلا بـر بادم
یاد خاکستر و سنگ لب بام افتـادم
پای تابوت رضا چنگ و نی و دف نزدند
همه سیلی زده بر صورت خود، کف نزدند
دور تابوت تو بر چهره اگر چنگ زدند
لیک پای سر جدّ تو همه چنگ زدند
دور تابوت تو ناله ز دل تنگ زدند
دور زینب همه از چار طرف سنگ زدند
تا شرار از جگر و ناله ز دل برخیزد
اشک «میثم» به تو و جدّ غریبت ریزد

 

 

 

صلوات خاصه امام رضا علیه السلام

زیارتنامه امام رضا(ع)

امام رضا

زیارتنامه امام رضا (ع)

خدايا مرا پاک کن و دلم را طاهر گردان و سينه ام را بگشا و جاري کن بر زبانم
ستايش و مدح سپاس بر تو را زيرا که نيرويي نباشد جز به وجود تو خدايا آن را
وسيله پاکي و درمان من قرار بده
بنام خدا و به ياري خدا و به سوي خدا و به سوي فرزند رسول خدا بس است مرا خدا
توکل کردم بر خدا خدايا به درگاه تو روآوردم و آهنگ آستان تو کردم و آنچه را
نزد توست خواسته و مي طلبم
خدايا به درگاه تو روآوردم و بر عهده تو بجا گذاشتم خاندانم و دارائيم و آنچه به
من دادي و به تو اطمينان دارم و مرا تهي دست مساز اي که نوميد نکند هر که او را
خواهد و تباه نگرداند آن را که در حفظ خود دارد درود بر محمد و خاندان محمد و
نگه دار مرا به نگه داري خودت زيرا تباه نگردد هر که را تو نگه داري کني 
خدايا پاک کن مرا و قلب دلم را طاهر گردان و بگشا سينه ام را و جاري ساز بر
زبانم مدح و ثناء خودت و دوستي تو و ستايش تو را زيرا توان و قدرتي نيست جز
به تو و براستي دانستم که پايه و استواري دينم تسليم به فرمان تو و پيروي از
روش و سنت تو است و گواهي دادن به اين مطلب براي همه خلقت است خدايا آن را
براي درمان هر درد و نور هر تاريکي قرار بده زيرا تو بر هر چيزي توانايي 
خدا بزرگ است نيست معبودي جز خدا منزه است خدا حمد و سپاس براي خداست
به نام خدا و به ياري خدا و بر آئين رسول خدا رحمت خدا بر او و بر خاندان او
گواهي مي دهم اينکه نيست معبودي جز خداي يگانه نيست شريکي براي او و گواهم به
اينکه محمد بنده خداي و رسول خداست و اينکه علي ولي خداست
گواهم که نيست الهي جز خداي يگانه که شريکي براي او نيست و گواهم به اينکه
محمد بنده خدا و رسول خداست و اينکه اوست آقاي اولين و آخرين و اوست آقاي 
پيغمبران و رسولان خدايا درود فرست بر محمد بنده ات و رسولت و پيغمبرت و آقاي 
آفريدگانت همگي درود و رحمتي که نتوان او را شمرد غير از تو خدايا درود فرست
بر اميرمؤمنان علي بن ابيطالب بنده تو و برادر رسول تو که برگزيدي او را به
دانش خودت و قرار دادي او را رهبر به هر که خواستي از خلق خود و راهنما بر کسي 
که مبعوثش کردي به رسالت هاي خودت و جزابخش در ديانت به عدلت و فيصله دهنده
حکم تو بين خلقت و نگهبانش کردي بر همه اينها و درود بر او و رحمت خدا و
برکات او خدايا درود فرست بر فاطمه دختر پيغمبرت و همسر ولي تو و مادر دو
سبطه حسن و حسين دو سيد جوانان اهل بهشت آن بانوي پاک و پاکيزه گوهر مطهره
پرهيزکار پاکيزه و پسنديده پاک و مبرا از هر نقص بانوي زنان اهل بهشت همگي 
رحمتي که نتوان شمردش جز خودت خدايا درود فرست بر حسن و حسين دو سبط پيغمبرت
و دو آقاي جوانان اهل بهشت آن دو بزرگوار براي اقامه دين قيام کردند در ميان
خلق تو و دو رهنما بر کسيکه او را مبعوث کردي به رسالت خودت و دو پاداش
دهنده ديانت طبق عدلت و دو فيصله بخش قضايت در ميان خلق و خدايا درود فرست
بر علي بن الحسين بنده تو و قيام کننده در ميان خلق تو و راهنما بر کسيکه او را
مبعوث کردي به رسالت خودت و داور در دين مطابق عدلت و فيصله دهنده حکم تو و
حاکم در امر دين در ميان خلق تو آقاي عابدان خدايا درود فرست بر محمد بن علي 
بنده تو و جانشين تو در زمين شکافنده علم پيغمبران خدايا درود فرست بر جعفر بن
محمد راستگو بنده تو و سرپرست دين تو و حجت تو بر همه خلقت راستگو و خوشرفتار
خدايا درود فرست بر موسي بن جعفر بنده شايسته ات و زبان گوياي تو در ميان خلقت
و زبان گوياي به حکمت تو و حجت بر آفريدگانت خدايا درود فرست بر علي بن موسي 
الرضا پسنديده بنده ات و سرپرست دين تو آن قيام کننده به عدل تو و دعوت کننده
به دينت و دين پدران راستگويش درودي که نتوان شمرد و احصاء کرد جز تو خدايا
درود فرست بر محمد بن علي بنده ات و ولي تو قيام کننده به فرمان تو و دعوت
کننده به راهت خدايا درود فرست بر علي بن محمد النقي بنده (خاص ) تو و حافظ و
نگهبان دين تو خدايا درود فرست بر حسن بن علي عمل کننده به فرمان تو قيام کننده
در ميان خلقت و آن حجت بزرگوارت اداء کننده از پيغمبرت و گواه تو بر خلقت
آنکه مخصوص بود به کرامتت و دعوت کننده بود به اطاعت تو و اطاعت رسولت
درود و رحمت هاي تو بر همه آن بزرگواران خدايا درود فرست بر حجت خودت و وليت
که قيام کننده در ميان خلقت رحمتي پي در پي با برکت و پايدار شتاب کن بدان
فرج او را و ياري کن او را و قرار ده ما را به او در دنيا و آخرت خدايا من
تقرب مي جويم به تو به درستي آنها و دوست دارم دوست آنها را و دشمن دارم دشمن
آنها را و روزيم کن به وسيله آنان نيکي دنيا و آخرت را و دور کن از من به وسيله
ايشان بدي دنيا و آخرت را و هراس هاي روز قيامت را
درود بر تو اي ولي خدا درود بر تو اي حجت خدا درود بر تو اي نور خدا در
تاريکيهاي زمين درود بر تو اي استوانه دين درود بر تو اي وارث آدم برگزيده خدا
درود بر تو اي وارث نوح پيامبر خدا درود بر تو اي وارث ابراهيم خليل خدا درود
بر تو اي وارث اسماعيل قرباني خدا درود بر تو اي وارث موسي هم سخن با خدا درود
بر تو اي وارث عيسي روح خدا درود بر تو اي وارث محمد رسول خدا درود بر تو اي 
وارث اميرالمؤمنين علي ولي خدا و وصي فرستاده پروردگار جهانيان درود بر تو اي 
وارث فاطمه زهرا درود بر تو اي وارث حسن و حسين دو آقاي جوانان اهل بهشت درود
بر تو اي وارث علي بن حسين زينت عابدان درود بر تو اي وارث محمد بن علي 
شکافنده دانش اولين و آخرين درود بر تو اي وارث جعفر بن محمد راستگو خوشرفتار
درود بر تو اي وارث موسي بن جعفر درود بر تو اي شهيد با صدق و حقيقت درود بر
تو اي جانشين نيکوکار با تقوي گواهم به اينکه تو به پا داشتي نماز را و ادا کردي 
زکات را و امر به معروف و نهي از منکر کردي و پرستش نمودي خدا را تا دم مرگ
درود بر تو اي اباالحسن و رحمت خدا و برکات او
خدايا آهنگ به درگاهت کردم از وطنم و نور ديدم و طي کردم شهرها را به اميد
رحمت تو نااميد مکن مرا و باز مدار مرا بدون برآوردن حاجتم و رحم کن رفت و آمد
بر سر قبر فرزند برادر رسولت درودهاي تو بر او و آل او پدر و مادرم فداي تو باد
اي مولاي من آمدم به زيارتت و بدرگاه شما وارد شده و پناهنده از آنچه جنايت
کردم بر خودم و بار سنگين گناه را بر دوش کشيدم پس شفيع من باش به درگاه خدا
روز نداريم و بي چيزيم براي توست نزد خدا مقام پسنديده و تو نزد او آبرومندي 
خدايا من تقرب مي جويم به سوي تو به دوستي و ولايت ايشان پيرو و دوست آنهايم
بدانچه پيرو و دوست اول آنها بودم و بيزارم از هر دسته و گروهي جز آنها خدايا
لعنت کن به کسانيکه تبديل کردند نعمت را و متهم کردند پيغمبرت را و منکر
آيات تو شدند و مسخره کردند امامت را و سوار کردند مردم را بر دوش آل محمد
خدايا من تقرب مي جويم به سويت به وسيله لعنت بر آنها و بيزاري از آنها در
دنيا و آخرت اي مهربان
رحمت خدا بر تو اي اباالحسن درود خدا بر روان تو و جسم پاکت که شکيبا بودي و
تويي راستگو تصديق شده بکشد خدا هر که تو را کشت با دست و زبان

شهادت امام رضا(ع) تسلیت

 
خراسان مي‎دهد بوي مدينه
خراسان کوه غم دارد به سينه
خراسان را سراسر غم گرفته
در و ديوار آن ماتم گرفته
شهادت امام رضا (علیه السلام) تسلیت باد.

 

نام : علی

لقب : رضا

کنیه : ابوالحسن

نام پدر : موسی

نام مادر : نجمه تکتم

تاریخ ولادت : 11 ذی القعده سال 148 هجری

محل ولادت : مدینه طیبه

مدت امامت : 20 سال

مدت عمر : 55 سال

تاریخ شهادت : آخر ماه صفر سال 203 هجری

علت شهادت : انگور زهر آلود

نام قاتل : مأمون ملعون

محل دفن : خراسان

تعداد فرزندان : 1 پسر و1 دختر

 

 

چکیده ای از زندگانى امام رضا عليه السلام
هشتمين پيشواى شيعيان امام على بن موسى الرضا عليه السلام در مدينه ديده به جهان گشود. مادر ایشان بنا به روايتهاى مختلف  نامها و كنيه ها و لقبهاى ام البنين، نجمه، سكن، تكتم، خيزران، طاهره و شقرا، را دارد..كنيه  ایشان ابوالحسن و ابوعلىمشهورترين لقب آن حضرت «رضا» است و علت مشهور بودن این لقب آن است که : او از آن روى رضا خوانده شد كه در آسمان خوشايند و در زمين مورد خشنودى پيامبر خدا و امامان پس از او بود. همچنين روایت است که: به آن خاطر كه همگان، خواه مخالفان و خواه همراهان به او خشنود بودند. ودر آخر، گفته شده است: به این دلیل او را رضا خوانده اند كه مأمون به او خشنود شد.

برای فرزندان ایشان ،گرچه كه نام پنج پسر و يك دختر براى او ذكر كرده اند، امّا چنان كه علاّمه مجلسى مى گويد: اكثراً، تنها از جواد به عنوان فرزند او نام برده اند.

 

روز شهادت
درباره تاريخ شهادت آن حضرت عقيده اكثر عالمان  سال (203 ق ( است.
بنابراين روايت، عمر آن حضرت پنجاه و پنج سال مى شود كه بيست و پنج سال آن را در كنار پدر خويش سپرى كرده و بيست سال ديگر امامت شيعيان را برعهده داشته است
.
اين بيست سال مصادف است با دوره پايانى خلافت هارون عباسى ، پس از آن سه سال دوران خلافت امين، و سپس ادامه جنگ و جدايى ميان خراسان و بغداد به مدت حدود دو سال، و سرانجام دوره اى از خلافت مأمون
.
آن حضرت به دسيسه مأمون و با سمّ او به شهادت رسيد و پيكر مطهر شان را در طوس در سمت قبله قبه هارونى سراى حميد بن قحطبه طايى به خاك سپردند  و امروز مرقد او مزار آشناى شيفتگان است.

 

سلام بر آن امام
 
روزى كه ديده به جهان گشود
روزى كه نگاهش را از اين سراى فروبست
 
و روزى كه به رستاخيز برخواهد خاست

رحلت جانگداز آخرین پیامبر خدا حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله ) بر تمامی مسلمانان جهان تسلیت با

رحلت جانگداز آخرین پیامبر خدا حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله ) بر تمامی مسلمانان جهان تسلیت باد !

گفتم که عمر ماه صفر رو به آخر است
دیدم شروع محشر کبرای دیگر است
گردون شده سیاه و فضا پر زدود و آه
تاریک تر ز عرصة تاریک محشر است
گرد ملال بر رخ اسلام و مسلمین
اشک عزا به دیدة زهرای اطهر است
گفتم چه روی داده که زهرا زند به سر
دیدم که روز، روز عزای پیمبر است
پایان عمر سید و مولای کائنات
آغاز دور غربت زهرا و حیدر است
قرآن غریب و فاطمه از آن غریب تر
اسلام را سیاه به تن، خاک بر سر است
روی حسین مانده به دیوار بی کسی
چشم حسن به اشک دو چشم برادر است
ای دل بیا و گریة زینب نظاره کن

مانند پیروهن جگر خویش پاره کن

***

مدینه -مسجدالنبی -

 
زهرا به خانه و ملک الموت پشت در
از بهر قبض روح شریف پیامبر
از هیچ کس نکرده طلب اذن و ای عجب
بی اذن فاطمه ننهد پای پیش تر
با آن که بود داغ پدر سخت، فاطمه
در باز کرد و اشک فرو ریخت از بصر
یک چشم او به سوی اجل چشم دیگرش
محو نگاه آخر خود بود بر پدر
اشک حسن چکیده به رخسار مصطفی
روی حسین بر روی قلب پیامبر
دیگر نداشت جان که کند هر دو را سوار
بر روی دوش خویش به هر کوی و هر گذر
زد بوسه ها به حلق حسین و لب حسن
از جان و دل گرفت چو جان هر دو را به بر
هر لحظه یاد کرد به افسوس و اشک و آه

گاهی ز طشت و گاه ز گودال قتلگاه

یا مهدی

اللهم عجل لوليك الفرج

برگرفته از سایت ارزنده مهر محبوب


ویرانه نه آنست که جمشید بنا کرد

ویرانه نه آنست که فرهاد فرو ریخت

ویرانه دل ماست که هر جمعه به یادت

صدبار بناگشت و دگر باره فروریخت

اس ام اس انتظار فرج امام زمان (ع) مهر 92



مهدیا منتظرانت همه در تاب و تبند

همه ی اهل جهان، جمله گرفتار شبند

چو بیایی غم و ظلمت برود از عالم

شاد گردد دل آنان که گرفتار غمند

التماس دعا دارم دوستان

اربعین

امام صادق علیه السلام :

إنَّ السَّماءَ بَكَت عَلَى الحُسَينِ عليه السلام أربَعينَ صَباحا بِالدَّمِ، و إنَّ الأَرضَ بَكَت أربَعينَ صَباحا بِالسَّوادِ، و إنَّ الشَّمسَ بَكَت أربَعينَ صَباحا بِالكُسوفِ وَ الحُمرَةِ؛ آسمان تا چهل روز، بر حسين عليه السلام خون گريست و زمين تا چهل روز، با [وزش بادِ] سياه گريست و خورشيد تا چهل روز، با گرفتگى و سرخ شدن گريست.

بحار الأنوار: ج ٤٥، ص ٢٠٦، ح ١٣