میـلاد علـی آمــد وشد روز پـدر

روز سیزده رجب روز نعمت،برکت، سعادت،

یعنی روز ولادت مولی المتقین، یعثوب الدین،

امیرالمومنین، اسدالله ،یدالله،عین الله ،اذن الله،

ولی الله، حضرت علی بن ابیطالب را به محضر

 مبارک ُقطب عالم امکان حضرت ولی عصرآقا

امام زمان روحی وارواُح العالمینَ لتُراب مقدمه

الفداه ورهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله

العظمی امام خامنه ای وعموم پیروان آن امام

همام تبریک وتهنیت گفته واز درگاه حضرت

 حق جل جلاله آرزومندم تا توفیق پیروی از راه

 وروش ومنش اول مظلوم عالم را به همه کسانی

 که ذره ای ازولایتش را دردل دارند دریغ نداشته

و به برکت این روزمسعود هادی ورهنمای همــه

محبان در این مسیر مبارک باشد . انشاء الله

میــــلاد بتــــول بُــود روز مــادر              

          میـلاد علـی آمــد وشد روز پـدر

باید که به احترام زهـــرا وعلی        

          ما قـدر بدانیم از این دو گـــوهر

 نثارروح مطهراول مظلوم عالم حضرت مولی 

 الموالی علی بن ابیطالب علیه الســـلام وروح

مطهره اول مظلومه هستی حضـرت صـــــدیقه

کبــــری فاطمه زهراسلام الله علیــها صلواتی

همراه با عجل فرجهم هدیه نمائیم تا صــواب

آن برای  پدر ومادرهائی باشد که دستشان از

 این دنیـا کوتاه است ونیازمند به توجــــه باز

ماندگـــانند واین بهترین هدیه وکــادوئی است

برای آنها

اللهم صل عی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

معجزه ای عظیم حرم دختر امام حسین ع

معجزه ای عظیم حرم دختر امام حسین ع
بسم الله الرحمن الرحیم

[تصویر: 38201_570.jpg]
ه گزارش «شیعه نیوز»، دیروز یکشنبه بیست و پنج اردیبهشت۹۲ در طی یک مراسم عزاداری در ضریح حضرت خوله (سلام الله علیها) دختر امام حسین (علیه السلام) واقع در "بعلبک" لبنان ، ناگهان از دیوار های قبر خون سرازیر شد و پس از گذشت لحظاتی  از اطراف ضریح نیز خون جاری شد.


پس از این ماجرا صدها نفر از دوستداران اهل بیت (علیهم السلام) برای دیدن این صحنه به این ضریح شریف آمدند.


حوادثی از این دست اخیرا در حال افزایش است به نحوی که مدتی پیش نیز تربت امام حسین (علیه السلام) در موزه ی کربلا تبدیل به خون شد.


بعد از شهادت جانسوز حضرت سید الشهدا (علیه السلام) در کربلا، یزیدیان؛ دختران و زنان اهل بیت (علیهم السلام) را به اسارت گرفته و از کربلا به کوفه و سپس به شام بردند. اهل بیت امام حسین (علیه السلام) در مسیر شام از شهرهای مختلف از جمله حمص و حلب و حماة و بعلبک عبور کردند. سیده خوله دختر امام حسین (علیه السلام) در شهر بعلبک رحلت کرده  و پیکر مطهرش را در همین شهر به خاک سپردند. هم اکنون مرقد مطهر ایشان زیارت گاه عاشقان و شیعیان در این منطقه است.




[تصویر: 38202_169.jpg]


[تصویر: 38203_199.jpg]


[تصویر: 38211_770.jpg]


[تصویر: 38204_181.jpg]


[تصویر: 38205_442.jpg]


[تصویر: 38206_188.jpg]


[تصویر: 38207_436.jpg]


[تصویر: 149376_650.jpg]

[تصویر: 149378_147.jpg]

دعای رجبیه

السلام على المهدى الذى وعد الله عز وجل به الامم

السلام على المهدى الذى وعد الله عز وجل به الامم

چه زيباست سحرهاي رجب.چه عاشقانه است ابوحمزه خواندن قبل از سحرهاي رمضان المبارك.چه دلبرانه است شب زنده داري.ايام مبارك دوستان.

« رجب » نام نهری است در بهشت که از شیر سفید تر است و از عسل شیرین تر .پس هر کس روزی از ماه رجب را روزه بگیرد ، از آن نهر سیراب خواهد شد .

در صحرای محشر که همه دلها نگران و همه چشمها اشکباراست ، آوائی در گوشها طنین می اندازد که : « این الرّجبیون » کجایند کسانی که ماه رجب را محترم شمرده و اعمالی از آن ماه را انجام داده اند . و بدین ترتیب آن افراد ، از دیگران جدا شده و به رضوان الهی داخل می شوند.

يکى از مراقبتهاى مهم در اين ماه به ياد داشتن حديث «ملک داعى» مى‏باشد که از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت شده است. پيامبر اکرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود:

«خداى متعال در آسمان هفتم فرشته‏اى را قرار داده است که «داعى » گفته مى‏شود. هنگامى که ماه رجب آمد، اين فرشته در هر شب اين ماه تا صبح مى‏گويد: خوشا بحال تسبيح کنندگان خدا، خوشا بحال فرمانبرداران خدا. خداى متعال مى‏فرمايد: همنشين کسى هستم که با من همنشينى کند، فرمانبردار کسى هستم که فرمانبردارم باشد و بخشنده خواهان بخشايش هستم. ماه ماه من بنده بنده من و رحمت رحمت من است. هر کسى در اين ماه من را بخواند او را اجابت مى‏کنم و هر کس از من بخواهد به او مى‏دهم و هر کس از من هدايت بخواهد او را هدايت مى‏کنم. اين ماه را رشته‏اى بين خود و بندگانم قرار دادم که هر کس آن را بگيرد به من مى‏رسد».كتاب المراقبات.ترجمه مرحوم ايه الله حاج ميرزا جواد ملكي تبريزي

به خاموشي ما منگر كه ما خود معدن رازيم

فلك بشكست بال ما وگرنه اهل پروازيم

لبخند منحنی ای است که هر چیزی را مستقیم می کند و سرجایش قرار می دهد

لبخند منحنی ای است که هر چیزی را مستقیم می کند و سرجایش قرار می دهد

Smile is a Curve that Sets Everything Straight

Smile is a Curve that Sets Everything Straight

همه انسان های به یک زبان می خندند.

 Smile is a Curve that Sets Everything Straight

بچه ها چهارصد بار در روز می خندند و بزرگترها پانزده بار، چرا؟

Smile is a Curve that Sets Everything Straight

یک تبسم از اعماق روح فوران می کند و در تمام جهان پخش می شود. با شادی تو جهانی شاد می شود.

 

Smile is a Curve that Sets Everything Straight

به خاطرتبسم توست که زندگی ات زیبا می شود.

Smile is a Curve that Sets Everything Straight 

خیلی مواقع ما قدرت لبخند را دست کم می گیریم. یک تبسم کوچک آنقدر قدرت دارد که می تواند زندگی فردی را زیرورو کند.

 

Smile is a Curve that Sets Everything Straight

الهي العفو

الهي العفو

يا سيدي،شايد مرا از درگاهت راندي و از خدمتت به دور كردي... يا شايد ديده اي كه من حقت را سبك

شماردم ، پس دورم كردي...يا شايد ديده اي كه از تو رويگردان شدم و تو بدم داشتي...يا شايد مرا در

مقام دروغگويان يافتي و دورم انداختي...يا شايد ديده اي كه شكرگزار نعمت هايت نيستم پس مرا محروم

ساخته اي...يا شايد مرا در مجالس علماء نيافتي پس خارم داشتي...يا شايد ديدي كه از غافلانم پس

مرا در رحمتت نااميد كردي...يا شايد ديده اي كه هم انس مجالس بيهود گانم و مرا با انها گذاشتي...يا

شايد دوست نداشتي دعايم را بشنوي و دورم كردي...يا شايد به جرم و گناهم كيفرم دادي...يا شايد به كم شرميم از تو مجازاتم كردي...


من پناهنده ام به فضلت و به انچه از گذشتت وعده دادي اميد دارم و خدايا فضل تو بسيار وسيعتر از انست كه مرا با كردارم مقايسه كني و يا به خطايم مرا بلغزاني...

...منم كسي كه به آقاي خود جسارت كردم...منم كه جبار آسمان را نافرماني كردم...منم كه

مهلتم دادي و به خود نيامدم...و بر من پوشاندي اما من شرم نكردم...و كردارم نافرماني بود و از حد گذراندم...
...خدايا به عذابت اعتراض ندارم و به تهديداتت سست نگيرم... ولي خطايي رخ داده است... و نفسم

برايم حيله كرده است... و هوايم غالب گشته است... و بدبختي ام به من كمك كرده... و پرده

پوشي تو مغرورم ساخته... تا من در نافرماني تو كوشش كنم ...

سوگند به عزتت اگر مرا از خود دور كني از درگاهت جدا نمي شوم...
بنده جز به سوي آقا و سرپرستش بسوي كه پناه برد...


ماه دلدادگی بنده به معبود رسید

بر سر سفره شاهانه،گدا آمده است

ای که دلخسته ز وسواس شیاطین هستی

دل قوی دار ، بشارت زسماء آمده است

رفت بی عفتی و هرزه گی و بدبختی

ای گنه پیشه بیا،ماه حیا آمده است

ماه دل کندن از مجلس باطل آمد

ماه هم محفلی با علما آمده است

دل بیمار بیا مژده طبیب آمده است

دردمندانه بیا،اذن شفا آمده است

حضرت دوست در این ماه تماشا دارد

یار در جلوه سرِ کوی وفا آمده است

آن سفر کرده که سالیست ازو بی خبریم

بحر شادی دل اهل بکاء آمده است

بی حالِ انتظار ، دعا مستجاب نیست/ آری دعای منتظران پر اثر شود

با عشق یار حال مناجات می دهند / بی مِهر او نماز و دعا بی اثر شود

فراز هايي از دعاي ابوحمزه ثمالي؛اين دعا رو اگر شده يكبار ترجمش رو بخونين نهايت عشقبازي با معبوده

نبش قبر صحابی پیامبر(ص) و علی(ع)

آرامگاه «حجربن عدی کندی» که در مدت خلافت امیر مؤمنان (علیه السلام) در هر سه جنگ صفین، نهروان و جمل در رکاب آنحضرت شمشیر زد و در سال 51 یا 53 به دستور معاویه به شهادت رسید، از سوی مزدوران و تروریستهای سوری نبش قبر شد. 

.i

ضريح مزار حجر بن عدي پيش از تخريب
(عکس از وبگاه بعثه مقام معظم رهبری)

 

 نبش قبر صحابی پیامبر(ص) و علی(ع) + تصاویر

به گزارش خبرگزاری اهل‎بیت(ع) ـ ابنا ـ تروریستهای وهابی در جدیدترین جنایت خود در سوریه اقدام به تخريب و نبش قبر یکی از اصحاب خاص پیامبر اکرم(ص) و امیرالمؤمنین علی(ع) نمودند.

مرقد مطهر «حجربن عدی کندی» که در سال 51 یا 53 به دستور معاویه به شهادت رسید، به دست مزدوران و تروریستهای سوری تخریب و حتی آرامگاه آن بزرگوار نبش قبر شد.

گروهک های تروریستی، ابتدا ضریح حجر بن عدی را تخریب و پس از آن نبش قبر کردند و سپس جسد مطهر ایشان را ـ که به رغم گذشت بیش از 1400 سال هنوز سالم بود ـ را به مکانی نامعلوم منتقل و دغن کردند.

مرقد اين صحابي بزرگ امام علي (ع) در منطقه "مرج عذرا" در نزدیکی دمشق قرار دارد.

حجر بن عدی کندی در نوجوانى همراه برادرش "هانى بن عدى" به حضور پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله) شرفیاب شد و به آئین اسلام گروید. پس از زمان اندکى که از مسلمانی او مى گذشت پیامبر از دنیا رفت و در جنگهاى زمان آن حضرت نیز اسم او به چشم نمى خورد، ولى در فتح شام یکى از سربازان فاتح بود و هم او بود که "مرج عذرا" را فتح کرد و نیز در جنگ قادسیه شرکت داشت. در جریان فتح مدائن او بود که به رود دجله زد و عبور کرد.

او در عین رزمجوئى، مرد تقوى و نیایش و معنویت بود و به همین سبب او را "حجر الخیر" مى نامیدند، او نسبت به مادرش همواره نیکى مى کرد و نماز و روزه فراوان انجام مى داد. او هرگز بى وضو نمى ماند و هر وقت وضو مى گرفت، نماز مى خواند. دعاى او در پیشگاه، پروردگار به هدف اجابت مى رسید.

حجر مرد هدف و عقیده بود، او به مردان حق و فضیلت عشق مى ورزید، او هنگام مرگ "ابوذر" در ربذه همراه اشتر بر بالینى او حاضر شد، آرى مردان خدا از همرزمان خود چنین یاد مى کنند! حجر شیفته حق و عدالت و تشنه فضیلت و مردانگى و پیرو راستین اسلام بود و همه این ها را در وجود على مى دید.

حجر در زمان علی(ع)

او در میان یاران حضرت على (علیه السلام) نمونه بود. او در مدت خلافت امیر مؤمنان (علیه السلام) در هر سه جنگ صفین، نهروان و جمل در رکاب آنحضرت شمشیر مى زد او پیش از شروع جنگ صفین، روزى پشتیبانى خود را از امیر مؤمنان (علیه السلام) چنین اعلام کرد "ما زاده جنگ و فرزندان شمشیریم مى دانیم جنگ را از کجا باید شروع کرد و چگونه از آن بهره بردارى نمود، ما با جنگ بزرگ شده و آن را آزموده زود شناخیتم ما داراى یاران نیک، خویشاوندان و عشیره فراوان، رأى آزموده و نیروى پسندیده اى هستیم اینک اختیار ما در دست توست، اگر به شرق یا غرب جهان بروى، در رکاب تو هستیم و هر چه دستور بدهى اطاعت مى کنیم. امیر مؤمنان (علیه السلام) از این وفادارى خوشحال شد و درباره او دعا کرد. یکى از افتخارات وى مقابله با ضحاک یکى از فرماندهان نامدار شام بود که در این نبرد پیروز شد.

حجر در جنگ صفین از طرف امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمانده قبیله کنده بود و در جنگ نهروان فرماندهی میسره‌ی لشگر امام را بر عهده داشت.

بعد از شهادت حضرت على (علیه السلام) و جریان صلح تحمیلى بر امام حسن (علیه السلام) حاکمان شهرها به دستور معاویه شروع به شکنجه و آزار شیعیان حضرت على (علیه السلام) کردند یکى زا این حاکمان مغیره بود که چون از محبوبیت عمومى و شایستگى و فضیلت حجر آگاه بود ناگزیر به آن اعتراف مى کرد و مى گفت نمى خواهم بهترین مردان شهر را بکشم تا آنان را در پیشگاه خدا سعادتمند گردند و من بدبخت و تبهکار! او اضافه کرد با قتل حجر و یاران او معاویه در دنیا به عزت و آقائى مى رسد ولى مغیره روز قیامت ذلیل و مغذب مى گردد.

پس از شهادت امام مجتبی علیه السلام و رفت و آمد بزرگان عراق و اشراف حجاز با امام حسین علیه السلام دست‌نشاندگان معاویه به دستور او سختگیری بیشتری نسبت به شیعیان، به‌خصوص شیعیان کوفه می‌کردند و بعضی از چهره های سرشناس شیعه را به بهانه های پوچ و بی اساس به قتل می‌رساندند. یکی از آنان حجربن عدی کندی بود.

بیان حجر در رثای علی(ع)

حجر بن عدى فرداى ضربت خوردن مولاى متقیان چنین گفت: تأسف و اندوه من بخاطر سرور پرهیزگاران، پدر پاکان، و شیر مرد پاکیزه خوئى است که او را کافرى پست و گمراه، و دور از رحمت خدا و گنهکارى مفسد و سنگدل کشت. لعنت خدا بر کسى باد که از شما خاندان دورى کند، زیرا شما از خاندان پیامبر راهنما و نقطه امید من در روز رستاخیز است.

ضريح مزار حجر بن عدي پيش از تخريب

چهل عادت آدم‌هاي موفق

چهل عادت آدم‌هاي موفق

 

کرايگ هايپر؛ نويسنده، محقق، مقاله‌نويس، مجري راديو و تلويزيون و يک سخنران حرفه‌اي است. در ?? سال گذشته، او با کارهايش به‌عنوان يک کارشناس حرفه‌اي موفقيت در حوزه‌هاي شخصي و اجتماعي معرفي شده. هاپير يک سايت هم درباره سخنراني موثر دارد که در آن نوشته: آ?من خواسته‌ام بخش‌هاي مهم کتاب‌هاي کمکي که تا به حال خوانده‌ام و تجربه‌هايي که در زندگي‌ام داشته‌ام را به صورت ?? نکته کليدي فشرده کنم و در اختيار ديگران بگذارم تا در هر زمان بتوانند آن را بخوانند. مطمئنا کتاب‌هايي که در سطح جهاني فروخته مي‌شوند و درباره خودياري هستند ممکن است براي بعضي‌ها قابل استفاده باشند ولي من مايلم چيزي بنويسم که براي همه مفيد واقع شود. حالا اين شما و اين هم 40 توصيه کرايگ هايپر. بخوانيد و قضاوت کنيد.


1- فرصت‌هايي را مي‌بينند و پيدا مي‌کنند که ديگران آنها را نمي‌بينند.
2- از مشکلات درس مي‌گيرند، در حالي که ديگران فقط مشکلات را مي‌بينند.
3- روي راه‌حل‌ها تمرکز مي‌کنند.
4- هوشيارانه و روشمندانه موفقيت‌شان را مي‌سازند، در زماني که ديگران آرزو مي‌کنند موفقيت به سراغ‌شان آيد.


5- مثل بقيه ترس‌هايي دارند ولي اجازه نمي‌دهند ترس آنها را کنترل و محدود کند.
6- سوالات درستي از خود مي‌پرسند. سوال‌هايي که آنها را در مسير مثبت ذهني و روحي قرار مي‌دهد.
7- به ندرت از چيزي شکايت مي‌کنند و انرژي‌شان را به خاطر آن از دست نمي‌دهند. همه چيزي که شکايت کردن باعث آن است فقط قرار دادن فرد در مسير منفي‌بافي و بي‌ثمر بودن است.
8- سرزنش نمي‌کنند (واقعا فايده‌اش چيست؟) آنها مسووليت کارهايشان و نتايج کارهايشان را تماما به عهده مي‌گيرند.


9- وقتي ناچارند از ظرفيتي بيش از حد ظرفيت‌شان استفاده کنند هميشه راهي را براي بالا بردن ظرفيت‌شان پيدا مي‌کنند و بيشتر از ظرفيت‌شان از خود توقع دارند. آنها از آنچه دارند به نحو کارآمدتري استفاده مي‌کنند.
10- هميشه مشغول، فعال و سازنده هستند. هنگامي که اغلب افراد در حال استراحت هستند آنها برنامه‌ريزي مي‌کنند و فکر مي‌کنند تا وقتي که کارشان را انجام مي‌دهند استرس کمتري داشته باشند.
11- خودشان را با افرادي که با آنها هم‌فکر هستند متحد مي‌کنند. آنها اهميت و ارزش قسمتي از يک گروه بودن را مي‌دانند.
12- بلندپرواز هستند و دوست دارند حيرت‌انگيز باشند. آنها هوشيارانه انتخاب مي‌کنند تا بهترين نوع زندگي را داشته باشند و نمي‌گذارند زندگي‌شان اتوماتيک‌وار سپري شود.


13- به وضوح و دقيقا مي‌دانند که چه چيزي در زندگي مي‌خواهند و چه نمي‌‌خواهند. آنها بهترين واقعيت را دقيقا براي خودشان مجسم و طراحي‌ مي‌کنند به جاي اينکه صرفا تماشاگر زندگي باشند.
14- بيشتر از آنکه تقليد کنند، نوآوري مي‌کنند.
15- در انجام کارهايشان امروز و فردا نمي‌‌کنند و زندگي‌شان را در انتظار رسيدن بهترين زمان براي انجام کاري از دست نمي‌دهند.
16- آنها دانش‌آموزان مدرسه زندگي هستند و همواره براي يادگيري روي خودشان کار مي‌کنند. آنها از راه‌هاي مختلفي مثل تحصيلات آموزشگاهي، ديدن و شنيدن، پرسيدن، خواندن و تجربه کردن ياد مي‌گيرند.


17-هميشه نيمه پر ليوان را مي‌بينند و توانايي پيدا کردن راه درست را دارند.
18- دقيقا مي‌دانند که چه کاري بايد انجام دهند و زندگي‌شان را با از شاخه‌اي به شاخه‌اي ديگر پريدن از دست نمي‌دهند.
19- ريسک‌هاي حساب‌شده‌اي انجام مي‌دهند؛ ريسک‌هاي مالي، احساسي و شغلي.
20- با مشکلات و چالش‌هايي که برايشان پيش مي‌آيد سريع و تاثيرگذار روبه‌رو مي‌شوند و هيچ‌وقت در مقابل مشکلات سرشان را زير برف نمي‌کنند. با چالش‌ها روبه‌رو مي‌شوند و از آنها براي پيشرفت خودشان بهره مي‌برند.


21- منتظر قسمت و سرنوشت و شانس نمي‌مانند تا آينده‌شان را رقم بزند. آنها بر اين باورند که با تعهد و تلاش و فعاليت، بهترين زندگي را براي خودشان مي‌سازند.
22- وقتي بيشتر مردم کاري نمي‌کنند؛ آنها مشغول فعاليت هستند. آنها قبل از اينکه مجبور به کاري بشوند، عمل مي‌کنند.
23- بيشتر از افراد معمولي روي احساسات‌شان کنترل دارند. آنها همان احساساتي را دارند که ما داريم ولي هيچ‌گاه برده احساسات‌شان نمي‌شوند.
24- ارتباط‌گرهاي خوبي هستند و روي رابطه‌ها کار مي‌کنند.
25- براي زندگي‌شان برنامه دارند و سعي مي‌کنند برنامه‌شان را عملي کنند. زندگي آنها از کارهاي برنامه‌ريزي نشده و نتايج اتفاقي عاري است.


26- در زماني که بيشتر مردم به هر قيمتي مي‌خواهند از رنج کشيدن و بودن در شرايط سخت اجتناب کنند، افراد موفق قدر و ارزش کار کردن و بودن در شرايط سخت را مي‌فهمند.
27- ارزش‌هاي زندگي‌شان معلوم است و زندگي‌شان را روي همان ارزش‌ها بنا مي‌کنند.
28- تعادل دارند. وقتي از لحاظ مالي موفق هستند، مي‌دانند که پول و موفقيت مترادف نيستند. آنها مي‌دانند افرادي که فقط از نظر مالي در سطح مطلوبي قرار دارند، موفق نيستند. اين در حالي است که خيلي‌ها خيال مي‌کنند پول همان موفقيت است. ولي آنها دريافته‌اند که پول هم مثل بقيه چيزها يک وسيله است براي دستيابي به موفقيت.
29- اهميت کنترل داشتن روي خود را درک کرده‌اند. آنها قوي هستند و از اينکه راهي را مي‌روند که کمتر کسي مي‌تواند برود، شاد مي‌شوند.
30- از خودشان مطمئن هستند و به احساسات ناشي از اينکه کجا زندگي مي‌کنند و چه دارند و چه طور به نظر مي‌رسند، توجهي ندارند.


31- دست و دل باز و مهربان هستند و از اينکه به ديگران کمک مي‌کنند تا به خواسته‌هايشان برسند خوشحال مي‌شوند.
32- متواضع هستند و اشتباهات‌شان را با خوشحالي مي‌پذيرند و به راحتي عذرخواهي مي‌کنند. آنها از توانايي‌هايشان خاطر جمع هستند ولي به آن مغرور نمي‌شوند. آنها خوشحال مي‌شوند که از ديگران بياموزند و از اينکه به ديگران کمک مي‌کنند تا خوب به نظر برسند بيشتر از کسب افتخارات شخصي‌شان لذت مي‌برند.
33- انعطاف‌پذير هستند و تغيير را غنيمت مي‌شمارند. وقتي وضعيتي پيش مي‌آيد که عادت‌ها و آسايش روزمره‌شان را بر هم مي‌زند از آن استقبال مي‌کنند و با آغوش باز وضعيت جديد و ناشناس را مي‌پذيرند.
34- هميشه سلامت جسماني خود‌شان را در وضعيت مطلوبي نگه مي‌دارند و مي‌دانند که بدنشان خانه‌اي است که در آن زندگي مي‌کنند و به همين خاطر، سلامت جسماني براي آنها خيلي مهم است.
35- موتور بزرگ و پرقدرتي دارند. سخت کار مي‌کنند و تنبلي نمي‌کنند.
36- هميشه منتظر بازتاب کارهايشان هستند.
37- با افراد بدذات و غيرموجه نشست و برخاست نمي‌کنند.


38- وقت‌شان و انرژي‌شان را روي وضعيت‌هايي که از کنترل‌شان خارج‌ است صرف نمي‌کنند.
39- کليد خاموش روشن دارند. مي‌دانند چگونه استراحت کنند و ريلکس شوند. از زندگي‌شان لذت مي‌برند و سرگرم مي‌شوند.
40- آموخته‌هايشان را تمرين مي‌کنند. درباره تئوري‌هاي عجيب و غريب خيالبافي نمي‌کنند بلکه واقع‌بينانه زندگي مي‌کنند.

فاطمه سلام الله علیها می آید

    

   

 نتيجه صلوات بر زهراء(س)

عن فاطمه الزهراء(س) قالت: قال لى رسول الله(ص) يا فاطمه من صلى عليك غفـر الله له و الحقه بـى حيث كنت مــن الجنه.(8)


رسـول خدا(ص) به مـن گفت: اى فاطمه هر كه بر تـو صلـوات فرستـد, خداوند او را بيـامـرزد و به مـن , در هـر جـاى بهشت بـاشـم ملحق گـردانـد.

ـ نتيجه سلام و تحيت بـر رسـول خـدا و دختـرش زهـراء

عنها (س) قـالت: قـال لـى ابـى و هـو ذاحـى: مـن سلـم علــى و عليك ثلاثه ايام فله الجنه.(27)


پدرم در زمان حياتش به من فرمود: هـركه بـر مـن و تـو تا سه روز تحيت و سلام بفرستد, بهشت بر او واجب گـردد.

 

زمان استحابت دعا

عن ابيها رسـول الله (ص) قالت: قال:ان فى الجمعه لساعه لا يوافقها عبد مسلم يسئل الله تعالى فيها خيـرا الا اعطاه اياه اذا تـدلـى نصف الشمـس للغروب.(37)


رسول خدا(ص)فرمود:در روز جمعه ساعتى است كه بنده مسلمان در آن وقت چيزى از خدا نخواهد مگر آن كه خداوند به او عطا گرداند و آن وقتى است كه نيمه خـورشيد به سوى مغرب نزديك گردد.

فاطمه سلام الله علیها می آید

     

 فاطمه می آید

دروازه های آسمان، گشوده می شود و بارانی شگفت، زمین را فرا می گیرد.

مکه، لبریز عطر یاس، با چشمانی گشاده تر از هر روز، بیستمین روز جمادی الثانی را دیدار می کند.

دروازه های آسمان گشوده می شود و فرشتگانی بی شمار، هلهله کنان فرود می آیند.

چشمان خدیجه علیهاالسلام ، خیس لبخند می شود و محمد صلی الله علیه و آله ، شادمان و بی قرار، کودک را در آغوش می کشد.

فاطمه علیهاالسلام متولد می شود؛ دختری که مادرِ پدر است و خیر کثیر.

خورشیدی که یازده ستاره دنباله دار را در آسمان امامت، مادری کرد.

مشرکان، پیامبر را ابتر خواندند و خداوند، فاطمه را کوثر نامید؛ اِنّا اعطیناک الکوثر فَصَلِّ لِرَبِّکَ واْنْحَرْ * اِنَّ شانِئَکَ هُوَ الْأَبْتَر.

فاطمه متولد می شود؛ کسی که سپیده دمان، دیدگان روشنش را سجده می کنند و کوه ها قامتِ قیامت را به احترام برمی خیزند.

زنی شگفت که عفتش سرلوحه همیشه زنان تاریخ است. درختی تناور که ریشه در آسمان داشت و پرنده های نور، بر شاخه های سبزش آواز خواندند. فاطمه می آید.

دوشیزه ماه، بر پیشانی بلندش دامن می گسترد.

از شانه های زمین، یاس های سپید؛ چون پیغام های بشارت، بالا می روند.

کوهستان، صدای نفس هایش را ترانه می شود و کهکشان ها، نزول ستاره اش را شاعری می کنند. او می آید و کوچه های مدینه، طلوع گام هایش را به پیشواز می آیند.

او می آید. رودخانه های یخ بسته جهان، ترک برمی دارند و سپیدارهای جوان به سمت نور، قد راست می کنند.

بانویی بزرگ که قبیله های زمین، شکوه اساطیری اش را به نماز می ایستند.

او می آید تا دخترانِ زنده به گور شده عرب، غرور زن بودن را از بین خروارها خاک، حِس کنند.

فاطمه، فریادی سرخ است در کوچه های مظلومیت علی علیه السلام .

می ایستد تا خانه نشینی علی علیه السلام را نبیند و این گونه است که پرهای سپیدش در هجوم تیرهای کینه به خون می نشیند.

فاطمه می آید، می ایستد و می ماند تا زمینیان، حضور ملکوتی اش را آسمان شوند.

یا فاطمه الزهر